براى انعطاف وميعان انسانها از وضع تثبيت شدهاى كه حتى به عنوان ايده آل براى او مطرح شده بود ، به شمار مىرود .
ثبات واستقرار در هدف گيرى وروشهاى محاسبه شدهء عقلانى ووجدانى چيزى نيست كه هر شخص وجامعهاى با رها گذاشتن مىخواهمهاى بىمهارش بتواند به دست بياورد .
تحرك استمرارى حيات وتنوع « مىخواهم » ها است كه پولادينترين تعهدها را مانند برف در مقابل آفتاب سوزان ذوب مىكند وبخارش را به فضا مىفرستد .
اين تحرك استمرارى حيات فى نفسه علت جبرى ميعان وانعطافهاى ننگ بار نيست ، بلكه توجيه و تفسير تحريك مزبور به وسيلهء « مىخواهم » هاى خود طبيعى افراد وجوامع است كه انسان را از اثبات واستقرار محروم مىسازد . زيرا نيروى تحرك مزبور مانند منبع عظيم و پر بركتى است كه آب حيات آدمى از آن مىجوشد و به سطح جهان هستى و خود انسان جارى مىشود ، بايد ديد كه فرد يا جامعه چه دانه هايى را براى خود در سطح جهان و انسان پاشيده است . آن آب حيات جوشان وزلال همان دانه ها را سيراب وبارور خواهد ساخت .
در پيشانى الكتريسته ننوشته است كه من تنها لامپ خواب قرمز يك بيوه زن در حال احتضار را روشن خواهم ساخت ، بلكه آن چه را كه الكتريسيته مىتواند انجام بدهد نيروى بسيار با عظمتى است كه در هزاران نوع وشكل مىتواند كار انجام بدهد ، بلكه از يك نظر بايد بگوييم : بدان جهت كه منبع آب حيات جوشان آدمى يك حقيقت فوق العادهء عالى وجامع است ، لذا كارى كه از آن منبع ساخته است يك واحد بسيار عالى وجامع است كه مىتواند در ميليونها شكل و صورت بروز كند و آن واحد بسيار عالى مادامى كه در يك يا چند شكل مستهلك نشده است ، مىتواند ضامن وحدت وثبات واستقرار شخصيت فرد و اجتماع بوده باشد و از انعطاف وميعان سبك مغزانه وبىشخصيتى يا چند شخصيتى جلو گيرى نمايد ، لذا -
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 439
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٣٩