( ( 1217 ) ) پس در آن اقبال ودولت چون بود
چون شود انسى وجنّى در حسد
( ( 1218 ) ) آن شياطين خود حسود كهنه اند
از حسودى نيز شيطان گشته اند
( ( 1219 ) ) وان بنى آدم كه عصيان كِشته اند
از حسودى نيز شيطان گشته اند
( ( 1220 ) ) از نبى بر خوان كه شيطانان انس
گشتهاند از مسخ حق با ديو جنس
( ( 1221 ) ) ديو چون عاجز شود از افتتان
استعانت جويد او از انسيان
( ( 1222 ) ) كه شما ياريد با ما ياريى
جانب ماييد جانب داريى
( ( 1223 ) ) گر كسى را ره زنند اندر جهان
هر دو گون شيطان برآيد شادمان
( ( 1224 ) ) ور كسى جان برد وشد در دين بلند
نوحه مىدارند آن دو رشكمند
( ( 1225 ) ) هر دو مىخايند دندان حسد
بر كسى كه داد اديب او را خرد
آيه
« وكَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ اَلإِنْسِ واَلْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ اَلْقَوْلِ غُرُوراً 6 : 112 . » ( 1 ) ( و همچنين براى هر پيامبرى دشمنى از شياطين انس و جن قرار داديم ، بعضى از آنان به بعض ديگر سخن آراسته بىاساس وفريبنده وحى مىكند . )
( ( 1197 ) ) اى دهنده قوت و تمكين وثبات
خلق را زين بىثباتى ده نجات
( ( 1198 ) ) اندر آن كارى كه ثابت بودنى است
قائمى ده نفس را كه منثنى است
افراط در انعطاف وميعان ، انسانها را از زندگى قابل محاسبه محروم مىسازد
كدامين اصل وقانون است كه يك انسان شخصى و يا هيئت اجتماعى آن را مقرر بسازد و در مقابل انعطاف وميعان آدمى مختل ومتلاشى نگردد ؟ همواره از طرف تحرك استمرارى حيات در موقعيتهاى مختلف ، عامل بسيار نيرومندى
هامش
( 1 ) سوره الانعام ، آيهء 112 . .