تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
انجام تعهدات وتكاليف را ترس از كيفر احساس مىكنند . تعهد الهى با تاريخ وجود انسانى آغاز مىشود . در صورتى كه تعهدها ومسئوليتهاى قرار دادى بشرى به قديمى تعهد الهى نيست از نظر تاريخى مسئوليتهاى ناشى از تعهد وتنظيم مواد قانونى در صورت تخلف از تعهدات ديرتر از تعهد الهى وحتى پس از احساس مسئوليتهاى حقوقى عمومى « كه در زندگانى متشكل اجتماعى مقرر مىگشت » بظهور پيوسته است . يا حد اقل آن چه كه از نظر تاريخى در دست رس ما قرار گرفته است اين است كه مسئوليتهاى ناشى از تخلف از تعهدهاى قرار دادى بشرى در تمدنهاى باستانى كه آثار خود را بما نشان مىدهند مشاهده نمىگردد . دانشمندان حقوقى سير تحول مسئوليتها را به چهار مرحله تقسيم كرده‌اند :

مرحلهء اول - ما قبل دولتها

اين مرحله شامل دورانى است كه دولت نيرومند ومتشكلى كه بتواند خواسته هاى خود را به عنوان يك دولت به اصطلاح امروزى به صورت قوانين لازم الاجراء تثبيت ومقرر نمايد ، وجود نداشته است . در اين مرحله خود افراد يا متصدى خانواده وقبائل با خصوم خود مقابله به مثل مىنمودند . كسى كه از فرد ديگر آسيب جانى يا مالى مىديد براى خود حق وارد ساختن ضرر بدون حدود معين به طرف ديگر قائل بوده است . در حقيقت اصطلاح حق آن چنان كه امروز در قلمرو علوم حقوقى واجتماعى گفته مىشود در مورد مزبور خالى از مسامحه نمىباشد . و به هر حال مىتوان گفت ملاك مسئوليت وعدم مسئوليت ونتايج آنها در نيرومندى و مقدار آن خلاصه مىگشت .

مرحلهء دوم - مقدمهء ظهور دولتها

اين مرحله شامل دورانهاييست كه افراد تشكل دسته جمعى پيدا كرده به حسب