مقايسه وبيان اجمالى تفاوت ميان تعهد ومكلف بودن در تعهدات معمولى وتعهد الهى بعضى از مولفين در بارهء حقوق تعهدات مىگويد : ماهيت حقوقى تعهد ، الزام بدهكار ( آن كه حق بر ذمهء اوست ) در مقابل طلب كار ( آنكه ذى حق است ) به دادن و يا انجام فعل و يا ترك فعليست . به عبارت ديگر تعهد واجد ارزش اقتصادى مىباشد وحال آن كه تكليف مبتنى به فكر مشترك حقوقى واخلاقى است كه به موجب آن انسان در حدود تواناييش قواعد معينى را در رفتارش رعايت كند و بر حسب اين كه اين قواعد از اخلاق و يا حقوق مثبته ناشى شده باشد تكليف عنوان قانونى و يا اخلاقى خواهد داشت . در نتيجه « تكليف قانونى امر و يا دستوريست كه رژيم حقوقى آن را به شخص صادر كرده واو ملزم به رعايت آن تو است » ( 1 ) به نظر مىرسد كه اين مسئله به دقت بيشترى نيازمند مىباشد . بايد گفت مقايسهء تعهد با مسئوليت و تكليف مقايسهء ميان علت ومعلول آن است ، زيرا تعهد و تكليف دو پديده معادل همديگر در تحقق نيستند ، بلكه تعهد يك مفهوم بسيار وسيع وگستردهاى است كه مىتواند به عنوان منشأ اصلى تمام تكاليف ومسئوليتها معرفى شود . ( 2 ) از آن جهت كه بايستگىهاى قانونى روابط بشرى با همديگر مانند بايستگىهاى قوانين طبيعى نيست كه هيچ گونه تخلفى از مقتضيات خود نداشته باشد لذا اگر جامعهء بشرى بخواهد انجام تكاليف وقوانين مقرره را مطابق اصل احترام به تكليف عملى كند چارهاى جز اين نيست كه بايستى طلايه داران آن اندازه عظمت وصلاح قانون را براى افراد جامعه روشن بسازند كه تمام افراد در مقابل هر گونه تكليف
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 410
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤١٠
هامش
( 1 ) كليات حقوق تعهدات ، قسمت اول ، 72 . .
( 2 ) در ايدهء اسلامى هم قوانين وتكاليف ومسئوليتهاى انسانى را مسبوق وناشى از تعهد معرفى مىكند در قرآن سورهء يس مىگويد « ألم اعهد اليكم يا بنى آدم ان لا تعبدوا الشيطان انه لكم عدو مبين وان اعبدونى » .