مكان يا نژاد يا ايده هاى ابتدايى ، اجتماعى را تشكيل دادهاند .
در اين دوران به جهت ناتوانى افراد از محاسبهء ضررها وجبران آنها با ملاك نيرومندى از سيستم مزبور به طرز اجبارى اعراض نموده و به وارد ساختن ضرر يا خسارت شديدتر از آن چه كه جرم مفروض اقتضاء مىكرده است قناعت مىكنند . به نظر مىرسد دوران اجتماعات ملل غير ابتدايى اروپايى پس از اين دورانها بوده است .
منتسكيو مىگويد :
« يكى از خصوصيات قوانين ملل وحشى اروپا اين بود كه قانون اختصاص به كشور وقلمرو مخصوصى نداشت و بلكه مختص بقبايل بود . در يك قلمرو بخصوص هر ملتى مطابق قانون خود محاكمه مىشد مثلًا فرانكها به واسطهء قوانين فرانك وآلمانها به وسيلهء قوانين آلمان وبور گونها به وسيلهء قوانين بور گونى وروميها به وسيلهء قوانين رومى محاكمه مىشدند و نه تنها قوانين ملل فاتح متحد الشكل نبود بلكه اگر ملتى ملت ديگر را مغلوب مىكرد به فكر نمىافتاد براى ملت مغلوب قانونى وضع كند وقوانين خود را در كشور مفتوح جارى نمايد . من تصور مىكنم علت اين وضع اخلاق و وضع زندگى متفاوت ملل مختلف اخلاق وعادات ژرمن بود زيرا ملل مختلف ژرمن به وسيلهء جنگلها ودرياچه ها وباتلاقها ورودخانه از يكديگر جدا بودند حتى به طورى كه سزار در كتاب خود مىنويسد خيلى دوست مىداشتند از هم جدا شوند ومنفردا زندگى نمايند ولى بعدها به واسطهء وحشتى كه از روميها داشتند ناچار شدند مجتمعا زندگى كنند با اين وصف در اين زندگى اجتماعى باز هم هر فردى مطابق رسوم وآداب ملت خود محاكمه مىگرديد . در جامعهء بزرگ ژرمن هر قومى از لحاظ قانون آزاد بود و استقلال داشت و با اين كه بيشتر از يك وطن نداشتند ليكن شمارهء قبائل بسيار بود و هر قبيله مطابق قوانين و رسوم وآداب خود محاكمه مىگرديد . ( 1 )
مرحلهء سوم - آغاز به وجود آمدن دولتها
اگر از افسانه هاى كهن صرف نظر نماييم و از مطالب تخمينى وفرضيه هاى
هامش
( 1 ) روح القوانين ، منتسكيو ، ص 776 و 777 . .