يك - مرحله ابراز تعهد با كردار والفاظ مناسب ، كه دلالت بر مقصود تعهد كننده داشته باشد و يا با اشاره وحتى نوشتن كه توانايى ابراز مقصود كامل تعهد كننده را در بر داشته باشد ، اگر تعهد در موقع ابراز آن ، مبهم ومشوش باشد وصريح انجام نگيرد ، از آن جهت كه راه يا بى به كيفيت روانى تعهد كننده معمولا امكان ناپذير است ، لذا موجب بروز اختلافات مىگردد كه ممكن است مقامات داد رسى را دچار ابهام واشتباه بسازد .
دو - مرحلهء مسئوليت - آثار ونتايج تعهد پس از مرحلهء ابراز معتبر آن شروع گشته وكاملًا در معرض تطبيق قوانين حقوقى و داد رسى قرار خواهد گرفت . اين دو مرحله در تعهد الهى با تعهدهاى قراردادى معمولى متفاوت است ، زيرا ابراز تعهد به هر نحوى كه باشد ، بدان جهت كه طرف تعهد خدا است واو به تمامى آشكارها وپنهانىها عالم است ، لذا تنها آن چه كه معتبر است خود نيت آدمى است و وسائل ابراز مانند عبادات و ساير تكاليف الهى در حقيقت براى آن است كه آن امور جنبهء الزامى قانونى به خود بگيرد وتمايل دل خواهانهء انسان آن را منحرف نسازد . نيز چون حسابگر تعهد الهى خود پروردگار است ، لذا صراحت ودقت كارى در وسيلهء ابراز تعهد و انجام آن موضوعيت مستقل ندارد .
همچنين مرحلهء دوم پس از تعهد الهى كه احساس مسئوليت است ، با مرحلهء دوم تعهدهاى معمولى متفاوت مىباشد ، زيرا باز خواست الهى مانند باز خواست يك نفر قاضى نيست كه با نظر به قوانين خارج از ارادهء قاضى تثبيت شده است .
مگر اين كه مقصود از قضاوت الهى ، انطباق قهرى كردارها وگفتارهاى انسان متعهد با واقعيات خارج از اختيار انسانها بوده باشد .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 409
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٠٩