دكتر زاگن بروخ داوطلب شد كه شخصا در دستگاه قرار بگيرد و با قدرت دستگاه پنجاه كيلو متر مسافت را طى كند .
از طرف سازمان نازى به آنها اطلاع دادند كه بهتر است براى اين آزمايش از زندانيان سياسى و يا پسران يهودى استفاده كنند . اما اين دو تن دانشمند زير بار نرفتند ودكتر زاگن بروخ برادر بزرگتر داوطلب شد كه داخل دستگاه قرار بگيرد و پنجاه كيلو متر مسافت را طى كند گروهى از دانشمندان از زبان دكتر زاگن بروخ شنيدند كه مىگفت :
پس از تكميل دستگاه حتى مىتوان افرادى را به كرهء مريخ و مشترى فرستاد به اين ترتيب مسافرت بين سيارات خيلى آسان وساده از راه نور انجام خواهد گرفت حتى گزارش مفصل وبسيار دقيقى از كار دستگاه براى ادولف هيتلرفرستاده بودند ، او نيز دو برادر را تشويق كرده بود كه هر قدر مىتوانند قدرت دستگاه خود را اضافه كنند ، در واقع هيتلر مىخواست با استفاده از اين دستگاه جهانگيرى كند ، به اين ترتيب كه با انتقال دستهاى از سربازان به ساحل انگلستان وآمريكا آن هم به سرعت نور و بدون استفاده از هواپيما جنگ را به آن كشورها انتقال بدهد ، در حالى كه دانشمندان سازنده ى آن قصد داشتند راه سفر به كرات ديگر را باز كنند .
به هر حال با وجود ممانعت زياد دانشمندانى كه در ساختن اين دستگاه با دو برادر بروخ همكارى كرده بودند ، در روز 22 اكتبر دكتر زاگن بروخ پس از خدا حافظى گرمى با همكارانش در محفظهء پولادين قرار گرفت و در آن را بستند ودكمه هاى الكتريكى يكى پس از ديگرى به كار افتاد . ارتباط تلفنى برقرار بود تا هنگامى كه دكتر هانس بروخ با خوشحالى گوشى را برداشت تا با برادر خود صحبت كند ناگهان رنگ از چهره اش پريد و عرق سردى بر بدن او نشست و به آنها كه در اطراف دستگاه نشسته بودند ، گفت كه : برادرم به علت نقص دستگاه تجزيه شده اما دستگاه نتوانسته است تشعشعات تجزيه شده را در پنجاه كيلو متر بعد پيوند بدهد
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 395
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٩٥