تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
( آن زن ( زليخا ) كه يوسف در خانهء او بود ، يوسف را به همخوابگى دعوت كرد ودرها را بست وبيوسف گفت : بيا به آنچه كه براى تو مهيا است ، يوسف فرمود پناه به خدا مىبرم ، او پرورندهء من است وموقعيت مرا نيكو ساخته است . به طور قطع ستم كاران رستگار نخواهند بود .

توضيح

- مفسرين در تفسير « انه ربى » دو نظريه دارند . گروهى مىگويند مقصود شوهر زليخا است كه يوسف را به شايسته ترين وجه نگه دارى مىكرد وارتكاب يوسف به آن فحشاء كه زليخا مىخواست ستم كارى در حق شوهر زليخا ( عزيز مصر ) بوده است . گروه ديگر مىگويند : مقصود از ربى ، خداوند است ويوسف مىخواهد به زليخا بفهماند كه خداوند او را به عفت و پاك دامنى موفق فرموده است ، در جملهء « لا يُفْلِحُ اَلظَّالِمُونَ 12 : 23 » هر دو احتمال صحيح است : - ستم بر عزيز مصر ، و ستم بر نفس . « وَاَلَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا 29 : 69 » ( 1 ) ( و آنان كه در راه ما مجاهدت مىورزند ، ما راههاى خود را به آنان نشان خواهيم داد . )

هامش
( 1 ) سوره العنكبوت ، آيهء 69 . .