جاى ترديد نيست كه تاريخ بشرى روزى محاسبهء اين ولخرجىهاى نابكارانه سرمايه ها را از عوامل آن خواهد كشيد .
تفسير ابيات
مىخواهم سخنى چند در علت متلاشى شدن موجوديت تو در عوارض بىسر و ته روزگاران با تو در ميان بگذارم : تو مىدانى چگونه با خويشتن مبارزه كرده وهستى خود را متلاشى ساختهاى ؟ تو نيروهاى خدا دادى درونى را كه هوش يكى از با عظمتترين آنها است ، به جهات وعوارض مختلف كه جز تره هايى بيش نيستند پراكنده كردى وندانستى كه آب حيات بخش هوش را به بيخ خارهاى خارستان هوى وهوس سرازير كردى ونگذاشتى كه اين آب حيات بخش به ميوه ها برسد و زندگى تو را مثمر بسازد و در صورتى كه خارها وگياهان ناچيز آب هوش تو را مىكشد ، چگونه اين آب هوش به سوى خدا خواهد رفت . هم اكنون شاخه هاى بد وخارهاى وجودت را بكن و به شاخه هاى مثمر وجودت آبى برسان و آنها را نو و با طراوت بساز . اگر چه امروز خار وشاخهء ميوه دار هر دو سبزاند ، اما تو به پايان آن دو بنگر كه يكى از آن دو باطل و ديگرى ميوه ها خواهد داد . آب زلال باغ وجود بر شاخهء ميوه دار حلال و بر خار و بر خارستان حرام است و هيچ عاقلى هرگز اين دو را مساوى نمىشمارد .
دادگرى چيست ؟ سيراب كردن درختانى كه ميوه ها خواهد داد وهستى تو را خواهد نواخت . بىدادگرى چيست ؟ سيراب كردن خارها كه روزى به پاهاى روح تو خواهد خليد . دادگرى عبارت است از قرار دادن هر نعمت در محل خود ، نه آب دادن به هر ريشهاى كه آب مىخواهد ، ستم كارى ، قرار دادن نعمت است در غير مورد خود كه جز مبنى براى جوشش بلا وناگوارى چيزى نيست .
نعمت الهى را به جان وعقل خويش وا گذار . نه به طبيعت پر درد و پر گره هاى