اى پدر عزيز : در اين دنيا عمل وكسب در راه رستگارى را بدون استاد ومربى نتوان فرا گرفت .
آدمى نخست بايستى علم فرا بگيرد ، سپس به آن علم عمل كند كه تا هنگام مرگ از آن علم وهنر استفاده كند .
اى انسان خردمند ، در تمام كارها وپيشه ها از اشخاص كريم وصالح كمك بجوييد ، چنان كه در را از ميان صدف بايد جست .
در آن هنگام كه اندرز گويان شايستهاى را ديديد بر خود انصاف بدهيد و از خرمن عملشان بهره ها برداريد واستنكاف نكنيد .
اگر يك مرد در موقع اشتغال به دباغى لباس كهنهاى را بپوشد آقايى او را كم نخواهد كرد . همچنين موقعى كه آهنگر در موقع دميدن به كورهء آتش لباس ژنده بپوشد از حشمت وعظمت او در ميان مردم نمىكاهد ، بنا بر اين براى آموختن لباس تكبر را از تن بيرون كنيد و لباس ذلت وتواضع را در بر كنيد . راه آموختن علم معمولى گفتار است و راه آموزش پيشه وصنعت عمل است . براى به دست آوردن معرفت وفقر الهى دمساز گشتن با اولياء الله مورد احتياج است و در اين مورد نه زبان به كار مىآيد و نه دست . دانش آن انوار الهى است كه در جان مردان جاى گرفته است نه در كتاب وقيل وقال . اين دانش را جان آدم راهرو از جان رهبر بايد بگيرد نه از راه دفتر و زبان و اگر در اعماق دل راهرو از رموز كتاب وقيل وقال اثرى باشد هنوز شايستهء آشنايى با رموز الهى نيست ، تا آن گاه كه آن نور جان مربى دلش را روشن بسازد و شرح صدرش عنايت كند و به همين جهت بود كه خداوند فرمود :
أ لم نشرح لك صدرك ؟ :
( ( 1067 ) ) كاندرون سينه شرحت داده ايم
شرح اندر سينه ات بنهاده ايم
شگفتا ، كه تو آن نور را در خارج از ذات مىجويى و تو كه داراى شير خوش گوارا هستى به چه دليل از ديگران شير مىوشى و از تغارها شير مىجويى ؟ تو كه