در معنى آيهء وهو معكم أينما كنتم
( ( 1073 ) ) يك سبد پر نان تو را بر فرق سر
تو همىخواهى لب نان در بدر
( ( 1074 ) ) در سر خود پيچ وهل خيره سرى
رو در دل زن چرا بر هر درى ؟
( ( 1075 ) ) تا به زانويى ميان آب جو
غافل از خود زين و آن تو آب جو
بر سرت نان است وپايت اندر آب
وز عطش وز جوع گشتستى خراب
( ( 1076 ) ) پيش آب و پس هم آب با مدد
چشمها را پيش سد وخلف سدّ
( ( 1077 ) ) اسب زير ران وفارس اسب جو
چيست اين ، گفت اسب ، ليكن اسب كو ؟
( ( 1078 ) ) هى نه اسبت اين به زير تو پديد ؟
گفت آرى ، ليك خود اسبى كه ديد
( ( 1079 ) ) مست آن و پيش روى اوست آن
اندر آب وبىخبر ز آب روان
مست چيز و پيش روى اوست چيز
بىخبر ز آن چيز و شرح خويش نيز
( ( 1080 ) ) چون گهر در بحر وگويد بحر كو ؟
وان خيال چون صدف ديوار او
( ( 1081 ) ) گفتن آن كو حجابش مىشود
ابر تاب آفتابش مىشود
( ( 1082 ) ) بند چشم اوست هم چشم بدش
عين رفع سدّ او گشته سدش
( ( 1083 ) ) بند گوش او شده هم گوش او
هوش با خود دار اى مدهوش او
آيه
« هُوَ اَلَّذِي خَلَقَ اَلسَّماواتِ واَلأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اِسْتَوى عَلَى اَلْعَرْشِ يَعْلَمُ ما يَلِجُ فِي اَلأَرْضِ و ما يَخْرُجُ مِنْها و ما يَنْزِلُ مِنَ اَلسَّماءِ و ما يَعْرُجُ فِيها وهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ والله بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ 57 : 4 » . ( 1 ) ( او است خداوندى كه آسمانها و زمين را در شش روز ( شش دوره ) آفريده سپس به عرش مشرف شده است ، مىداند آن چه را كه در زمين فرو مىرود و آن چه را كه
هامش
( 1 ) سوره الحديد ، آيهء 4 . .