تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
در معنى آيهء وهو معكم أينما كنتم
( ( 1073 ) ) يك سبد پر نان تو را بر فرق سر تو همىخواهى لب نان در بدر ( ( 1074 ) ) در سر خود پيچ وهل خيره سرى رو در دل زن چرا بر هر درى ؟ ( ( 1075 ) ) تا به زانويى ميان آب جو غافل از خود زين و آن تو آب جو بر سرت نان است وپايت اندر آب وز عطش وز جوع گشتستى خراب ( ( 1076 ) ) پيش آب و پس هم آب با مدد چشمها را پيش سد وخلف سدّ ( ( 1077 ) ) اسب زير ران وفارس اسب جو چيست اين ، گفت اسب ، ليكن اسب كو ؟ ( ( 1078 ) ) هى نه اسبت اين به زير تو پديد ؟ گفت آرى ، ليك خود اسبى كه ديد ( ( 1079 ) ) مست آن و پيش روى اوست آن اندر آب وبىخبر ز آب روان مست چيز و پيش روى اوست چيز بىخبر ز آن چيز و شرح خويش نيز ( ( 1080 ) ) چون گهر در بحر وگويد بحر كو ؟ وان خيال چون صدف ديوار او ( ( 1081 ) ) گفتن آن كو حجابش مىشود ابر تاب آفتابش مىشود ( ( 1082 ) ) بند چشم اوست هم چشم بدش عين رفع سدّ او گشته سدش ( ( 1083 ) ) بند گوش او شده هم گوش او هوش با خود دار اى مدهوش او

آيه

« هُوَ اَلَّذِي خَلَقَ اَلسَّماواتِ واَلأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اِسْتَوى عَلَى اَلْعَرْشِ يَعْلَمُ ما يَلِجُ فِي اَلأَرْضِ و ما يَخْرُجُ مِنْها و ما يَنْزِلُ مِنَ اَلسَّماءِ و ما يَعْرُجُ فِيها وهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ والله بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ 57 : 4 » . ( 1 ) ( او است خداوندى كه آسمانها و زمين را در شش روز ( شش دوره ) آفريده سپس به عرش مشرف شده است ، مىداند آن چه را كه در زمين فرو مىرود و آن چه را كه

هامش
( 1 ) سوره الحديد ، آيهء 4 . .