تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
خدا نبوده ولىّ خود خواه توست . دريغا ، هر كسى كه مطابق خوى وطبيعت تو زندگى كند در نظر طبيعت تو ولى ونبى مىنمايد . برو از هوى وهوس دست بردار ، باشد كه عطر هواى الهى مشامت را بنوازد دماغ تو از استشمام اين همه هواى متعفن هوى وهوس فاسد گشته عطرهاى جان فزاى مشگ و عنبر در مقابل مغزت رونقى ندارد . آرى -
عاشقى تو بر نجاست همچو زاغ بوى مشكت مىنگيرد در دماغ
اين سخن هم پايانى ندارد ، برويم سراغ آن آهو كه در آخور خرها به اين سو و آن سو مىدود .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 311 | محمد تقي جعفري