چيزى نخواستهاند اگر چه گمان مىكنند كه طالب سود وافزايش هستند ، مخصوصاً خواستن عمرى كه در بىگانگى با خدا سپرى خواهد گشت ، اين تمنا همان خواستن رو به بازىها در حضور شير است معناى آرزوى عمر طولانى با اين عشاق بىگانگى جز اين نيست كه مىگويند : خداوندا -
( ( 778 ) ) عمر بيشم ده كه تا پستر روم
مَهلم افزون ده كه تا كمتر شوم
ونمىداند كه با اين زندگى بدتر از مرگ ، خود را نشانهء لعنت مىكند بدترين افراد آدمى همين اشخاص هستند كه جوياى لعنت هستند . زندگى شايسته پرورش جان در قرب بارگاه الهى است ، زندگى طولانى كلاغ كه تنها در خوردن سرگين سپرى خواهد گشت ، به چه كار آيد ؟ آرزوى اين تبهكاران اين است كه خدايا بر زندگى من بد گوهر بيافزا ، تا مقدار بيشترى نجس خوار باشم اگر اين گنديده دهان نجاست خوار نبود ، مناجاتش را عوض مىكرد ومىگفت : - خداوندا مرا از اين زندگانى پست كلاغى نجات ده .
مناجات
( ( 780 ) ) اى مبدل كرده خاكى را به زر
خاك ديگر را نموده بو البشر
( ( 781 ) ) كار تو تبديل اعيان وعطا
كار ما سهو است ونسيان وخطا
( ( 782 ) ) سهو ونسيان را مبدل كن به علم
من همه خلمم مرا ده صبر وحلم
( ( 783 ) ) اى كه خاك شوره را تو نان كنى
وى كه نان مرده را تو جان كنى
( ( 784 ) ) اى كه جان خيره را رهبر كنى
وى كه بىره را تو پيغمبر كنى
اى كه خاك تيره را تو جان دهى
عقل وحس و روزى و ايمان دهى
شكَّر از نى ميوه از چوب آورى
از منى مرده بت خوب آورى
گل ز گل صفوت ز دل پيدا كنى
پيه را بخشى ضياء وروشنى
( ( 785 ) ) مىكنى جزو زمين را آسمان
مىفزايى در زمين از اختران
( ( 786 ) ) هر كه سازد زين جهان آب حيات
زوترش از ديگران آيد ممات