سبب كشتن خليل عليه السلام زاغ را كه آن اشاره به قمع كدام صفت بود از صفات مذموم مهلكه در مريد
( ( 765 ) ) اين سخن را نيست پايان وفراغ
اى خليل حق چرا كشتى تو زاغ
( ( 766 ) ) بهر فرمان ، حكمت فرمان چه بود
اندكى ز اسرار آن بايد نمود
( ( 767 ) ) كاغ كاغ ونعرهء زاغ سياه
دايماً باشد بدى را عمر خواه
( ( 768 ) ) همچو ابليس از خداى پاك فرد
تا قيامت عمر تن درخواست كرد
( ( 769 ) ) گفت أنظرنى إلى يوم الجزا
كاشكى گفتى كه تب يا ربنا
( ( 770 ) ) زندگى بىدوست جان فرسودن است
مرگ حاضر غايب از حق بودن است
( ( 771 ) ) عمر و مرگ اين هر دو با حق خوش بود
بىخدا آب حيات آتش بود
( ( 772 ) ) اين هم از تأثير لعنت بود كاو
در چنان حضرت همىشد عمر جو
( ( 773 ) ) از خدا غير خدا را خواستن
ظنِ افزونيست وكلى كاستن
( ( 774 ) ) خاصه عمرى غرق در بىگانگى
در حضور شير روبه شانگى
( ( 775 ) ) عمر بيشم ده كه تا پستر روم
مَهلم افزون ده كه تا كمتر شوم
( ( 776 ) ) تا كه لعنت را نشانه او شود
بد كسى باشد كه لعنت جو بود
( ( 777 ) ) عمر خوش در قرب جان پروردن است
عمر زاغ از بهر سرگين خوردن است
( ( 778 ) ) عمر بيشم ده كه تا گه مىخورم
دايم اينم ده كه بس بد گوهرم
( ( 779 ) ) گر نه گه خوار است آن گنده دهان
گويدى كز زاغيم تو وا رهان
آيه
« قالَ فَاهْبِطْ مِنْها فَما يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ فِيها فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ اَلصَّاغِرِينَ . قالَ أَنْظِرْنِي إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ . قالَ إِنَّكَ مِنَ اَلْمُنْظَرِينَ . قالَ فَبِما أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ اَلْمُسْتَقِيمَ 7 : 13 - 16 » ( 1 ) ( خداوند به شيطان فرمود از آن مقام عالى فرود آى ، بر تو شايسته نبود
هامش
( 1 ) سوره الاعراف ، آيهء 13 تا 16 . .