جواب گفتن طاووس آن سايل را
بشنو اكنون تو ز طاووس آن جواب
تا بدانى هر نكويى را خطاب
( ( 641 ) ) چون ز گريه فارغ آمد گفت رو
كه تو رنگ و بوى را هستى گرو
( ( 642 ) ) آن نمىبينى كه هر سو صد بلا
سوى من آيد پى اين بالها
( ( 643 ) ) اى بسا صياد بىرحمت مدام
بهر اين پرها نهد هر سوى دام
( ( 644 ) ) چند تير انداز بهر بالها
تير سوى من كشد اندر هوا
( ( 645 ) ) چون ندارم زور ضبط خويشتن
زين قضا وزين بلا وزين فتن
( ( 646 ) ) آن به آيد كه شوم زشت وكريه
تا بوم ايمن درين كهسار وتيه
بركنم پرهاى خود را يك به يك
تا نيندازد به دامم هر كلك
نزد من جان بهتر از بال و پر است
جان بماند باقى وتن ابتر است
( ( 647 ) ) اين سلاح عجب من شد اى فتى
عجب آرد معجبان را صد بلا
روايت
« عن ابى جعفر عليه السلام : ثلاث موبقات شح مطاع وهوى متبع واعجاب المرء بنفسه . » ( 1 ) ( سه چيز هلاك كننده است اطاعت از لئامت وپستى افراطى ، پيروى كردن از هوى وهوس و خوش آمدن نفس بر انسان ، و بزرگ داشت وشگفتى آدمى در بارهء خويشتن ) . در تقبيح عجب و خود پسندى آيات و احاديث فراوانى وارده شده است ، از آن جمله » عن الباقر عليه السلام قال الله سبحانه ان من عبادى المؤمنين لمن يسألنى الشيء من طاعتى فاصرفه عنه مخافه الاعجاب » ( 2 )
هامش
( 1 ) خصال ، صدوق ، ج 1 ، ص 76 وسفينه نقل از خصال ، ج 1 ص 161 . .
( 2 ) سفينه ج 2 ، ص 161 . .