تمثل لوح محفوظ وادراك عقل هر كسى از آن كه امر وقسمت ومقدر هر روزهء وى است هم چون ادراك جبرئيل عليه السلام هر روز از لوح محفوظ
( ( 317 ) ) چون ملك از لوح محفوظ آن خرد
هر صباحى درس هر روزه برد
( ( 318 ) ) در عدم تحريرها بين با بيان
وان سوادش حيرت سوداييان
( ( 319 ) ) هر كسى شد بر خيالى ريش گاو
گشته بر سوداى گنجى كنجكاو
( ( 320 ) ) از خيالى گشته شخصى پر شكوه
روى آورده به معدنها وكوه
( ( 321 ) ) وز خيالى آن دگر با جهد مرّ
رو نهاده سوى دريا بهر دُرّ
( ( 322 ) ) وان دگر بهر ترهّب در كنشت
وان يكى بهر حريصى سوى كشت
( ( 323 ) ) از خيال آن رهزن رسته شده
و از خيال اين مرهم خسته شده
( ( 324 ) ) در پرى خوانى يكى دل كرده گم
بر نجوم آن ديگرى بنهاده سم
آن يكى در كشتى از بهر رباح
وان يكى با فسق و ديگر با صلاح
( ( 325 ) ) اين روشها مختلف بيند برون
ز آن خيالات ملوّن ز اندرون
( ( 326 ) ) اين در آن حيران شده كان بر چيست
هر چشنده آن دگر را نافى است
( ( 327 ) ) آن خيالات ار نبد نامؤتلف
چون ز بيرون شد روشها مختلف
( ( 328 ) ) قبلهء جان را چو پنهان كرده اند
هر كسى رو جانبى آورده اند