كه بر لوح خيال نقش نمىبندد ، من با اين حال بادهاى در عرصهء اين هستى سراغ ندارم كه بر اين موجودات گذران سر خوش وسرمست باشم ، من مست جهان نيستى ما فوق هستى ام ، زيرا معشوقش با وفا وابدى است . خدا عقول آدميان را قدرتى بيش از خواندن خطوط اشكال هستى نداده است و با خواندن اين اشكال در زندگى خود تدبيرها راه مىاندازد .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 182
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٨٢