در بيان آن كه اعمال نماز و روزه و حج و همه چيزهاى برونى گواهىهاست بر نور اندرونى
( ( 183 ) ) اين نماز و روزه و حج وجهاد
هم گواهى دادن است از اعتقاد
( ( 184 ) ) اين زكات وهديه و ترك حسد
هم گواهى دادن است از سرّ خود
( ( 185 ) ) خوان ومهمانى پى اظهار راست
كاى مهان ما با شما هستيم راست
( ( 186 ) ) هديه ها وارمغان و پيش كش
شد گواه آن كه هستم با تو خوش
( ( 187 ) ) مهر كسى كاو شد به مالى با فسون
چيست دارم گوهرى در اندرون
( ( 188 ) ) گوهرى دارم ز تقوا يا سخا
اين زكات و روزه بر هر دو گوا
( ( 189 ) ) روزه گويد كرد تقوى از حلال
با حرامش دان كه نبود اتّصال
( ( 190 ) ) وان زكاتش گفت كاو از مال خويش
مىدهد پس چون بدزدد زاهل كيش
( ( 191 ) ) گر به طرّارى كنند اين دو گواه
جرح شد در محكمهء عدل إله
( ( 192 ) ) هست صياد ار كند دانه نثار
نى ز رحم وجود بل بهر شكار
( ( 193 ) ) هست گر به روزه دار اندر صيام
خفته كرده خويش بهر صيد خام
( ( 194 ) ) كرده بد ظن زين كژى صد قوم را
كرده بد نام اهل جود وصوم را
( ( 195 ) ) فضل حق با آنكه او كژ مىتند
عاقبت زين جمله پاكش مىكند
( ( 196 ) ) سبق برده رحمتش و آن غدر را
داده نورى كان نباشد بدر را
( ( 196 ) ) كوششش را شسته حق زين اختلاط
غسل داده رحمت او را زين خباط
( ( 197 ) ) تا كه غفّارى او ظاهر شود
سيئات جمله را غافر شود
تفسير ابيات
اين نماز و روزه و حج وجهاد و انجام دادن ساير دستورات الهى شهادت دادن از مكنون اعتقاد است و همچنين ، زكات وهديه و ترك حسد و ساير پليدىهاى درونى ، همه و همه گواهان صدق راز درونى انسانى است ، در آن موقع كه سفره مىگسترانى و از مهمانهايت در كمال صدق وصفا پذيرايى مىكنى ، هديه وارمغانها