( ( 1026 ) ) عارفان رو ترش چون خار پشت
عيش پنهان كرده در خار درشت
( ( 1027 ) ) باغ پنهان كرده گل و ان خار فاش
كاى عدوّ ورد زين در دور باش
( ( 1028 ) ) خار پشتا خار حارس كرده اى
سر چو صوفى در گريبان برده اى
( ( 1029 ) ) تا كسى در چار دانگ عيش تو
كم شود زين گل رخان خار خو
( ( 1030 ) ) طفل تو گر چه كه كودك خو بُدست
هر دو عالم خود طفيل او بُدست
( ( 1031 ) ) ما جهانى را به دو زنده كنم
چرخ را در خدمتش بنده كنيم
( ( 1002 ) ) عشقها داريم با اين خاك ما
انكه افتاده است در قعدهء رضا
. . .
( ( 1006 ) ) اين فضيلت خاك را ز ان رو دهيم
ز انكه نعمت پيش بىبرگان نهيم
يك مادهء خاكى و اين همه انواع گوناگون از مواد و پديده ها ؟
ما مىتوانيم به وسيلهء دانشها و وسايل گوناگون عوامل و شرايط مواد و صور و عناصر گوناگون را در كرهء خاكى زمين تفسير و توجيه كنيم ، مىتوانيم بگوييم اين ميوه محصول آن درخت است ، آن بخار محصول حرارتى است كه به آب وارد شده است ، رنگ فلان گل معلول آن عوامل معين است . . . همهء اين تفسيرها و تحليلها از نظر دانش و آزمايشات مربوطه صحيح و بجا است ولى بالاخره راز نهايى اين همه تنوع در مواد و پديده ها از قلمرو علم بيرون خواهد ماند .
اگر به ياد داشته باشيم دويد هيوم فيلسوف انگليسى موقعى كه به پرسش از اختصاص معلولات به علل خود مىرسد اظهار ناتوانى مىكند و كوچكترين پاسخ قانع كنندهاى براى آن سؤال نمىيابد .
يعنى در مقابل اين سؤال كه چرا از نطفهء موش بايد موش توليد شود ، هيچ جواب قانع كنندهاى در دسترس نداريم .