كه امروز ترا موجود عالىتر و والاتر نموده است ، دفع علمى آن انكار گذشته ى تست كه امروز را نمىديدى و حتى بتصور هم درنمياوردى و منكرش مىگشتى . تحول تو در اين جهان كه بايد براى تو دليل نفى انكار باشد به صورت دليلى براى انكار در آمد و اين دارو به جاى شفاى تو بيمارترت ساخت . آخر تو نبايد متوجه باشى كه -
خاك را تصوير اين كار از كجا
نطفه را خصمى و انكار از كجا ؟
تو در آن دوران پست جمادى كه نه عقلى داشتى و نه دلى ، تفكر و انكار را منكر بودى ، زيرا درك و فهم نداشتى . از آن هنگام كه در حالت جمادى قدرت پيدا كردى يعنى با تحول تدريجى توانايى درك و انكار را به دست آوردى ، خود همين انكار ، حشر و نشر ترا اثبات مىكند . اگر درست دقت كنى خواهى ديد كه مثل تو شبيه بان شخص است كه حلقه ى درى را زد و صاحب خانه درون خانه صدا كرد كه صاحب خانه در خانه نيست ، بديهى است كه آن شخص كه حلقه در را زده است از همين انكار صاحب خانه مىفهمد كه او در خانه است ، لذا دست از حلقه زدن بر نمىدارد تا در باز شود . بنا بر اين همين انكار تو آشكار مىسازد كه خداى بزرگ از همين جمادات صدها نوع حشر و نشر به وجود مىآورد .
اى منكر بىنوا ، هيچ مىدانى كه چه سازندگىها و تحولات فراوانى به كار رفته است تا آب و گل جامد از هيچ ، قدرت به انكار را زاييده است ؟ آب و گل در حدود خود كه قدرت درك و انكار نداشت گويى انكار را رد مىكرد چنان كه كسى كه خود خبرى را نمىداند وجود آن را نفى مىكند . من مىتوانم شرح اين مطلب را با صد طريق بيان كنم ولى مىترسم خاطر مردم ساده لوح بلغزد .