تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
بود بو جهل لعين و بو لهب و ان سيم هم بود ابو سفيان حرب ( ( 2798 ) ) ملك بر بسته چنان باشد ضعيف ملك بر رسته چنان باشد شريف ( ( 2799 ) ) نيزه ها را گر نديدى با قضيب نامشان بين نام او بين اى نجيب ( ( 2800 ) ) نامشان را سيل تيز مرگ برد نام او و دولت تيزش نمرد ( ( 2801 ) ) پنچ نوبت مىزنندش بر دوام همچنين هر روز تا روز قيام

آيه

« وَما آتاكُمُ اَلرَّسُولُ فَخُذُوه وَما نَهاكُمْ عَنْه فَانْتَهُوا وَاِتَّقُوا الله إِنَّ الله شَدِيدُ اَلْعِقابِ 59 : 7 » . ( 1 ) ( و آن چه را كه پيامبر به شما مىدهد بگيريد و از آن چه كه شما را باز مىدارد ، اجتناب كنيد و به خدا تقوا بورزيد ، به تحقيق خداوند عذاب سختى دارد ) .

تفسير ابيات

امراى عرب دسته جمعى به نزد پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله آمده و حالت نزاع و مشاجره به خود گرفته و گفتند : كه تو اميرى ما هم هر يك بنوبت خود اميريم ، اين ملك و سرورى كه به دست تو آمده است ميان همهء ما تقسيم كن و قسمت خود را بر دار ، هر كسى در قسمت خود عادلانه باشد ، تو هم كارى با بخش ما نداشته باش . پيامبر در پاسخ آنان فرمود : اميرى من از طرف خدا است و اوست كه سرورى و امر مطلق را به من بخشيده است . اين دوران سيطرهء محمدى است ، هر امرى كه به شما صادر كند ، مطيع باشيد و تقوا بورزيد . امراى عرب گفتند : همان قضاء و قدر الهى كه به تو اميرى بخشيده است بما حاكميت و امارت داده است . پيامبر فرمود : بلى ، ولى اميرى من اصيل و جاودانى است تا روز قيامت ،
هامش
( 1 ) سوره الحشر ، آيهء 7 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 507 | محمد تقي جعفري