تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥

نوميد شدن موسى عليه السلام از ايمان آوردن فرعون و جا يافتن سخن هامان در دل فرعون

( ( 2774 ) ) گفت موسى لطف بنموديم و جود خود خداونديت را روزى نبود ( ( 2775 ) ) آن خداوندى كه نبود راستين مر و را نى دست دان نى آستين ( ( 2776 ) ) آن خداوندى كه دزديده بود بىدل و بىجان و بىديده بود ( ( 2777 ) ) آن خداوندى كه دادندت عوام باز بستانند از تو هم چو وام آن خداوندى تو از بندگى كمتر است ار باز دانى اندكى ( ( 2778 ) ) ده خداوندىّ عاريّت به حق تا خداونديت بخشد متفق

تفسير ابيات

حضرت موسى عليه السلام به فرعون فرمود : ما در بارهء تو لطفها و بخششها نموديم ولى چه كنم كه آقايى و سرورى واقعى نصيبت نبود . آن سرورى كه از حقيقت بهره‌اى ندارد ، نه دستى مىتواند داشته باشد نه آستينى . اين خداوندى كه تصنعى و از راه دزدى به خود بسته‌اى نه دل و جان دارد و نه ديده‌اى كه با آن به بيند . همان خداوندى كه عاميان به تو داده مانند وام است كه بدهكارشان هستى و روزى از تو خواهند گرفت . عامى كيست كه بتواند به كسى آقايى و سرورى ببخشد . آن خداوندى كه بشر به انسان مىدهد ، كمتر از بندگى است . فرعونا ، برو دست از خداوند عاريتى در راه حق بر دار -
تا خداونديت بخشد متفق