تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
چنان كه كالبد مادى ما نيز تا حدود زيادى قدرت بهبودى و التيام اجزاى بدن را در خود دارد . شورانيدن چشمه سار روح مانند بر داشتن چاقو و بازى با عضلات كالبد مادى مىباشد . تفاوت شورانيدن روح با بازى گرفتن عضلات اين است كه درد و رنج اختلال عضلات محسوس است و انسان درد و اثر زخم چاقو را در لحظهء اول در مىيابد ، ولى شورانيدن و كشمكش با جريان و محتويات روح اثر و درد و اختلال خود را به زودى و به طور آشكار ابراز نمىكند . از اين رو براى بهداشت روانى و حفظ روح از شوريدن دقت و مراقبت فراوانى لازم است . روح در جريان خود با انواعى از خوشىها و ناخوشىها و زشتىها و زيبايى و حقها و باطلها روبه رو مىشود . هر يك از آن امور اثر خود را در روح ايجاد كرده و نيرومندهاى آن امور ته نشين مىشوند . عنايت خداوندى خواسته است كه تحريكات نيروى خود كار تصفيهء روح و صاف نگه داشتن آن ، در سمت خوبىها و حقها و مفيدها انجام بگيرد ، لذا استمداد نيروى خود كار تصفيه از خوبىها و حقها طبيعى و دائمى بوده ، احتياجى به شورانيدن و بيرون آوردن خوبىها و حقهاى رسوب شده ندارد ، بلكه با يك نظر مىتوان گفت جريان طبيعى روح به كمك همان نيروى تصفيه اگر مورد آگاهى و بهره بردارى قرار بگيرد ، زشتىها و باطلهاى رسوب يافته را هم تدريجا از بين مىبرد ، بنا بر اين توصيهء اكيد به اين كه روح را مشورانيد ، در حقيقت براى اجتناب از برون آوردن بدىها و باطلها و در آميختن آنها با چشمه سار زلال روح مىباشد . اين توصيه به آن معنى نيست كه بدىها و باطلها را مورد اعتنا قرار ندهيد و بگذاريد به حال رسوبى خود بمانند ، بلكه با نظر به جريان طبيعى روح و آن نيروى