تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
از آن جمله 1 - كامرانى لذت آور به طور مطلق عبارت است از اوج هيجان خارج از اعتدال كه همه سطوح من را اشغال مىكند و هيچ نقطهء از سطوح من به حالت طبيعى خود نمىماند ، طرف ديگر مسلم است كه همهء سطوح من براى لذت گيرى نيست ، صفحات خود آگاه و نيمه آگاه روان براى فعاليتهاى گوناگونى تعبيه شده است و اين فعاليت مانند جريان قانون در رگها و اصولى كه در سلولها و اعصاب بدن حكمفرما است ، در موقع خنده هاى بسيار عميق و لذت برىهاى بسيار شديد همهء آن فعاليتها خنثى گشته و مانند اين كه حالت بر گشتى پيدا كنند ، نوسانات ناهماهنگ و غير طبيعى در من ايجاد مىكنند ، به همين جهت است كه همواره شادمانى و خنده و لذت برىهاى شديد ، نوعى از اندوه و گرفتگى روانى را در دنبال دارند . 2 - در كامرانىهاى شديد كه ممكن است روزها يا ماه ها به طول بيانجامد ، رويدادهاى ناموافق با سمت تحرك كامورى كه در مجراى طبيعى خود مشغول جريان هستند ، از يك طرف و اختلال ساير وسايل ديد و درك انسان كامور از طرف ديگر ، در هر لحظه‌اى او را در خطر و سقوط قرار مىدهند و كافى است كه يك قطعه ابر سياه كه به فضاى واترلو خراميد و بساط اروپا گيرى ناپلئون را در هم پيچيد ، از كمين رويدادها راهى براى خود باز كند و به احوال پرسى كامور بيايد . اگر كسى درست دقت كند خواهد ديد كه شمارهء خيلى فراوان از شكستهاى جبران ناپذير فرمانروايان ملل نتيجه غوطه ور شدن در كامورىهاى بىمحاسبهء آنان بوده است كه مورخين خوش بين يا بد بين يا هر كسى كه با عينك مخصوصى به رويدادهاى تاريخ مىنگرد ، شكستهاى مزبور را با فلسفه بافىهاى گوناگون تفسير مىكند و موقعى كه دستشان از دلائل و شواهد صحيح خالى مىشود ، تقصير را به گردن قضا و قدر يا علل مجهولى كه هيچ كس از آنها سر در نمىآورد ، مىاندازند .