تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
نظر به شرايط روانى كه در آن قرار گرفته‌اند ، دنبال مىكند . مثلًا : 1 - در بعضى از اشخاص به شكل جويندگى سعادت مطلق و تشنگى سوزان به آن بروز مىكند . اين اشخاص خوشىها و لذايذ و سعادتهاى جزئى را مىبينند ، در ضمن مىدانند كه اين امور پاسخگوى آن چه را كه مىخواهند نيست ، زيرا پيرامون آنها را ناخوشىها و آلام و رنجها و بد بختىهاى زيادى احاطه كرده است و هر يك از آن خوشىها و لذايذ و سعادتها مادامى كه نصيب انسان نشده است ، مطلق جلوه مىكنند و با آن جلوه انسان به خويشتن وعده مىدهد كه وقتى به آنها نايل شد ، رضايت مطلق از زندگى خود را به دست خواهد آورد ، در حقيقت با اين وعده دادنها حس آن جستجوى برين اسرار آميز را به طور تصنعى و با وعده مىخواباند و هيمن كه به آن خوشىها و لذايذ رسيد و آنها را در آغوش گرفت ، ناچيزى آنها و بجاى خود ماندن جستجوى برين را به خوبى در مىيابد . 2 - بعضى ديگر موضوع اين جستجو را دريافت اصول و مبادى و قوايى كه اين جهان هستى روى آنها جريان دارد ، تلقى كرده ، شب و روز با راه انداختن انديشه هاى تابناك و تخيلات و گمانها مىخواهند تشنگى مزبور را فرو نشانند . اين جويندگان از دوران يونان باستان تا امروز وجود دارند . مثلًا ارپيد وقتى كه مىخواهد آناگزاگوراس را تعريف و تمجيد كند ، مىگويد : « چه سعادتمند است مردى كه همهء افكار و حواس خود را معطوف علم ساخته است . نه به اين انديشه است كه به نزديكان خود زيانى برساند . و نه در اين فكر كه به عمل ناحقى دست بزند . چشم او فقط متوجه طبيعت و نظم لا يزال او است . و كار او تفحص در مواد و قوايى كه وجود عالم را باعث گرديده‌اند . چنين مردى از هر گونه سستى و ناپاكى دور است . » ( 1 )
هامش
( 1 ) زندگى افلاطون ، ويلامويتس مولندروف ، ترجمه دكتر لطفى ، ص 83 و 84 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 333 | محمد تقي جعفري