تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
5 - فطرت پاك و خدا دادى را نبايد با زشتىها آلوده كرد . 6 - عدالت ورزيدن خوب است و ستمكارى بد است . 7 - تقرب به خدا شايستهء هر انسان است . 8 - هدف حيات آدمى به ثمر رسانيدن شخصيت در گذرگاه ابديت است . 9 - اگر نفس حيوانى به حال خود گذاشته شود موجوديت انسانى را به آتش مىكشد . 10 - انسان مىتواند تا شايستگى ورود به بارگاه خدا پيش برود . . . اين است آن چه كه در صفحات كتاب عمر ما نوشته شده است و متاسفانه وقتى كه همينها را هم مورد دقت قرار مىدهيم ، مىبينيم حتى نوشتن اين فهرست هم از روى تقليد و انعكاس از محيط و ديگران اخذ شده است و ما از جملات فوق جز شكل ظاهرى آنها چيزى نمىدانيم . اين فهرست را گاهى روى طبق مىگذاريم و در كوچه و بازار مىگرديم ، تا بدانند كه نامه ى موجوديت ما كه به خدا نوشته‌ايم داراى اين مطالب است ، و با اين وضع به دامى كه پيش پاى خود گسترده‌ايم قناعت نورزيده آن را پيش پاى ديگران هم پهن مىكنيم ، اين فهرست نويسىها گاهى به وسيلهء كتاب نويسى و سخنرانىهاى جالب و ساير وسايل هم صورت مىگيرد . اما مطلب كو ؟ بلكه بايد گفت : اغلب ما به نوشتن فهرست عشق مىورزيم و فراموش مىكنيم كه قلم عقل و وجدان و كاغذ ديناميسم حيات براى نوشتن نامهء زندگانى است كه خدا بما عنايت فرموده است ، نه براى تلف كردن آنها در راه فهرست بازى . گاهى ممكن است فهرست قضاياى فوق را واقعا و از روى حقيقت در نامه ى وجودمان بنويسيم ، يعنى آنها را مىدانيم و اعتقاد كامل به صحت آنها نيز داريم ، ولى هنر نامه نوشتن را از دست داده‌ايم و به اين مطلب قناعت مىورزيم كه -
احب الصالحين و لست منهم لعل الله يرزقنى الصلاحا (
من انسانهاى صالح را دوست مىدارم ، ولى خود از آنها نيستم ، شايد خداوند