تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
نبشتن آن غلام قصهء شكايت نقصان اجرى سوى پادشاه ( جذبة من جذبات الحق خير من عبادة الثقلين ) ( 1 )
( ( 1562 ) ) در گذر ز اين قصه واگو ز آن غلام كو به شه رقعه فرستاد و پيام ( ( 1563 ) ) رقعهء پر جنگ و پر مستى و كين مىفرستند پيش شاه نازنين ( ( 1564 ) ) كالبد نامه است اندر وى نگر هست لايق شاه را آن گه ببر ( ( 1565 ) ) گوشهء رو نامه را بگشا بخوان بين كه حرفش هست در خورد شهان ( ( 1566 ) ) گر نباشد در خور آن را پاره كن نامهء ديگر نويس و چاره كن ( ( 1567 ) ) ليك فتح نامهء تن زب مدان ور نه هر كس سرّ دل ديدى عيان ( ( 1568 ) ) نامه بگشادن چو دشوار است و صعب كار مردان است نى طفلان كعب
هامش
( 1 ) جملهء فوق ( جذبة من جذبات الحق خير من عبادة الثقلين ) ( جذبه‌اى از جذبات الهى بهتر است از عبادت جن و انس يا از عبادت همه عالميان ) در هيچ يك از منابع حديثى ديده نمىشود ، بلكه جمله‌اى است كه بعضىها از مشايخ آن را گفته است . آن چه كه در منابع معتبر آمده است ، اين است كه پيغمبر فرمود : ضربة على يوم الخندق افضل من عبادة الثقلين » ( ضربت امير المؤمنين در روز خندق بهتر از عبادت ثقلين است ) . . مضمون حديث فوق چنان كه بعضىها گمان كرده‌اند مخالف عقل و منطق نيست ، زيرا در مباحث گذشته گفتيم كه اخلاص انسان در عملى كه بجاى مىآورد مراتب ضعيف و شديد دارد ، گاهى مرتبهء اخلاص به قدرى شديد و عالى است كه گويى تمام جهان هستى و هر چه كه در آن هست از جلو چشم انجام دهندهء عمل عبور كرده و او همهء آنها را ديده و با نظر به حق از همهء آنها اعراض نموده است ، بنا بر اين يك عمل كوچك ممكن است با اخلاصى عالىتر از همهء هستى صادر شود . و اما اين كه يك عبادت ممكن است از عبادت همهء عالميان والاتر بوده باشد ، بدين جهت است كه اولًا ممكن است آن عبادت زير بناى همهء عبادتها باشد مانند ضربت امير المؤمنين در جنگ خندق كه اسلام را از . نجات داد و ثانياً عظمت عمل به جهت شدت اخلاص ممكن است بىنهايت فوق متناهىها باشد . .