( ( 1569 ) ) جمله بر فهرست قانع گشته اند
ز ان كه در حرص و هوا آغشته اند
( ( 1570 ) ) باشد آن فهرست دامى عامه را
تا چنان دانند متن نامه را
( ( 1571 ) ) باز كن سر نامه را گردن متاب
زين سخن و اللَّه اعلم بالصواب
( ( 1572 ) ) هست آن عنوان چو اقرار زبان
متن نامهء سينه را كن امتحان
( ( 1573 ) ) كه موافق هست با اقرار تو ؟
تا منافقوار نبود كار تو
( ( 1574 ) ) چون جوال بس گرانى مىبرى
ز ان نيايد كم كه در وى بنگرى
( ( 1575 ) ) تا چه دارى در جوال از تلخ و خوش
گر همىارزد كشيدن را بكش
( ( 1576 ) ) ور نه خالى كن جوالت را ز سنگ
باز خر خود را از اين پيكار و ننگ
( ( 1577 ) ) در جوال آن كن كه مىبايد كشيد
سوى سلطانان و شاهان رشيد
زشت نبود كاين جوال پر ز ريگ
مىكشى و باشد آن هم مرده ريگ ؟
چو نمىتانى كه پر لعلش كنى
هم تهى بهتر چو هم جنس تنى
( ( 1569 ) ) جمله بر فهرست قانع گشته اند
ز انكه در حرص و هوا آغشته اند
نامهء موجوديت ما در اين زندگانى كه به بارگاه خدا خواهيم فرستاد ، جز فهرستى فريبنده از عناوين اعمال خوب چيز ديگرى ندارد .
مسلم است كه موجوديت اندوخته ما در اين دنيا ببارگاه خداوندى عرضه خواهد گشت . اگر لابلاى اين موجوديت را باز كنيم و با دقت در آن بمطالعه بپردازيم خواهيم ديد كه سطور نوشته در لابلاى موجوديت ما از اين قرار است :
1 - تكامل خوب است و گرايش به پستى و ركود بد است .
2 - هر كس در اين دنيا كارى انجام بدهد نتيجه آن را خواهد ديد .
3 - عقل و وجدان چيزهاى خوبى هستند .
4 - به خود مپسند آن چه را كه به ديگران نمىپسندى و به ديگران به پسند آن چه را كه به خود مىپسندى .