تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
( ( 1569 ) ) جمله بر فهرست قانع گشته اند ز ان كه در حرص و هوا آغشته اند ( ( 1570 ) ) باشد آن فهرست دامى عامه را تا چنان دانند متن نامه را ( ( 1571 ) ) باز كن سر نامه را گردن متاب زين سخن و اللَّه اعلم بالصواب ( ( 1572 ) ) هست آن عنوان چو اقرار زبان متن نامهء سينه را كن امتحان ( ( 1573 ) ) كه موافق هست با اقرار تو ؟ تا منافقوار نبود كار تو ( ( 1574 ) ) چون جوال بس گرانى مىبرى ز ان نيايد كم كه در وى بنگرى ( ( 1575 ) ) تا چه دارى در جوال از تلخ و خوش گر همىارزد كشيدن را بكش ( ( 1576 ) ) ور نه خالى كن جوالت را ز سنگ باز خر خود را از اين پيكار و ننگ ( ( 1577 ) ) در جوال آن كن كه مىبايد كشيد سوى سلطانان و شاهان رشيد زشت نبود كاين جوال پر ز ريگ مىكشى و باشد آن هم مرده ريگ ؟ چو نمىتانى كه پر لعلش كنى هم تهى بهتر چو هم جنس تنى ( ( 1569 ) ) جمله بر فهرست قانع گشته اند ز انكه در حرص و هوا آغشته اند

نامهء موجوديت ما در اين زندگانى كه به بارگاه خدا خواهيم فرستاد ، جز فهرستى فريبنده از عناوين اعمال خوب چيز ديگرى ندارد .

مسلم است كه موجوديت اندوخته ما در اين دنيا ببارگاه خداوندى عرضه خواهد گشت . اگر لابلاى اين موجوديت را باز كنيم و با دقت در آن بمطالعه بپردازيم خواهيم ديد كه سطور نوشته در لابلاى موجوديت ما از اين قرار است : 1 - تكامل خوب است و گرايش به پستى و ركود بد است . 2 - هر كس در اين دنيا كارى انجام بدهد نتيجه آن را خواهد ديد . 3 - عقل و وجدان چيزهاى خوبى هستند . 4 - به خود مپسند آن چه را كه به ديگران نمىپسندى و به ديگران به پسند آن چه را كه به خود مىپسندى .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 235 | محمد تقي جعفري