بيان تفسير آيهء شريفهء يا ايها المزمل
( ( 1453 ) ) خواند مزّمّل نبى را زين سبب
كه برون آ از گليم اى بو الهرب
( ( 1454 ) ) سر مكش اندر گليم و رو مپوش
كه جهان جسمى است سر گردان تو هوش
( ( 1455 ) ) هين مشو پنهان ز ننگ مدعى
كه تو دارى شمع وحى شعشعى
( ( 1456 ) ) هين قم الليل كه شمعى اى همام
شمع دائم شب بود اندر قيام
( ( 1457 ) ) بىفروغت روز روشن هم شب است
بىپناهت شير اسير ارنب است
( ( 1458 ) ) باش كشتيبان درين بحر صفا
كه تو نوح ثانيى اى مصطفى
( ( 1459 ) ) ره شناسى مىببايد با لباب
هر رهى را خاصه اندر راه آب
( ( 1460 ) ) خيز و بنگر كاروان ره زده
غول كشتيبان اين بحر آمده
( ( 1461 ) ) خضر وقتى غوث هر كشتى تويى
هم چو روح الله مكن تنها روى
( ( 1462 ) ) پيش اين جمعى چو شمع آسمان
انقطاع و خلوت آن را بمان
( ( 1463 ) ) وقت خلوت نيست اندر جمع آى
اى هدى چون كوه قاف و تو هماى
( ( 1464 ) ) بدر بر صدر فلك شد شب روان
سير را نگذارد از بانگ سگان
( ( 1465 ) ) طاعنان هم چو سگان بر بدر تو
بانگ مىدارند سوى صدر تو
( ( 1466 ) ) اين سگان كرّند ز امر انصتوا
از سفه وعوع كنان بر بدر تو
( ( 1467 ) ) هين بمگذار اى شفا رنجور را
تو ز خشم كر عصاى كور را
( ( 1468 ) ) نى تو گفتى قائد اعمى به راه
صد ثواب و اجر يابد از إله
( ( 1469 ) ) هر كه او چل گام كورى را كشد
گشت آمرزيده و يابد رشد
( ( 1470 ) ) پس بكش تو زين جهان بىقرار
جوق كوران را قطار اندر قطار
( ( 1471 ) ) كار هادى اين بود تو هاديى
ماتم آخر زمان را شادئى
( ( 1472 ) ) هين روان كن اى امام المتقين
اين خيال انديشگان را تا يقين
( ( 1473 ) ) هر كه در مكر تو دارد دل گرو
گردنش را من زنم تو شاد شو