تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
چون كه بىرنگى اسير رنگ شد موسيى با موسيى در جنگ شد
به نظر مىرسد جلال الدين در اين مسئلهء با اهميت نظريهء قاطعانه‌اى را ابراز نداشته است . دو - اتحاد پس از خلقت كه مردم با ايمان ببركت تلاش و تكاپو در تزكيهء نفس و گسيختن علايق ماده و ماديات به نعمت عظماى اتحاد مىرسند ، اين قسم از اتحاد قابل قبولتر و مطابق منابع معتبر اسلامى است . بنا بر اين فرض همانطور كه جلال الدين متذكر شده است ، تكثر افراد و اصناف مردم با ايمان مانند تكثر امواج دريا است كه خللى بوحدت دريا وارد نمىآورد . و اين تكثر ناشى از قرار گرفتن هر يك از آنان است در مجراى مخصوصى از جويبار طبيعت و شأن آن .

10 - تمام امواج هستى ذوق جنبش خود را از خدا درمىيابند

بلكه جملهء ماهيان در موجها جملهء پرندگان بر اوجها بلكه جمله موجها بازىكنان ذوق و شوقش را عيان اندر عيان ( 1 ) باد سر گردان ببين اندر خروش پيش امرش موج دريا بين به جوش ( 2 )
با نظر به حقيقت جهان هستى هرگز اين سؤال به پاسخ طبيعى و علمى آزمايشى خود نائل نخواهد شد كه چرا ماده و همه ى جهان هستى در حركت و موج و نوسان است ؟ هر پاسخى كه براى حل سؤال فوق داده شود ، بيش از آن كه رابطهء ما را با طبيعت و جهان به طور عموم زيادتر كند و دامنهء سؤال را گسترده تر كند ، چيزى به ما نخواهد آموخت . آب ايجاد شده است چرا ؟ براى آن كه اكسيژن و هيدروژن تفاعل كرده‌اند ؟ بسيار خوب ، چرا اكسيژن و هيدروژن تفاعل و تحول كرده‌اند ؟ براى اين كه خاصيت آتمى آنها چنين اقتضا كرده است . چرا خاصيت اتمى دو عنصر چنان اقتضا كرده است ؟ براى جواب اين سؤال هر پاسخى داده شود از تكرار ادعا تجاوز نخواهد كرد و يا به « من نمىدانم » خواهد رسيد . يكى از
هامش
( 1 ) دفتر چهارم ، ص 235 ب 5 و 6 . .
( 2 ) دفتر ششم ، ص 366 ب 31 . .