تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
خود مىگيرند ، موجى مناسب همان موقعيت مانند هاله‌اى پيرامون وجودشان را مىگيرد و در جهان هستى منتشر مىشود ، مگر بعضى از فيزيك دانان چنين نظر نمىدهند كه الكترونى كه مشاهده مىشود موجى است كه در آن جايگاه رويت در حد فشار اعلا است و هر چه كه از آن جايگاه دور تر مىشود ظريفتر و خفيفتر مىگردد و بدين ترتيب يك دانه الكترون مانند موجى است كه بهمهء فضا گسترده شده است به هر حال هيچ كس نمىتواند به طور قطع اين نظريه را از نظر علمى منكر شود كه امواج روانى هر شخصى ممكن است مانند هاله‌اى در پيرامون وجود او تا فضاى بىكران گسترده شده باشد ، بدين مضمون در دفترهاى مثنوى بيتى را سراغ مىدهند كه مىگويد :
هر خيالاتى كه در دل بر زند چون كبوتر در هوا پر پر زند
البته ما اكنون تا ثلث اول دفتر چهارم تفسير و نقد و تحليل كرده‌ايم ، اين بيت را نديديم و به كشف الابيات هم مراجعه كرديم چيزى دستگيرمان نشده است ، ولى ممكن است دو كلمهء اول بيت طور ديگر در مثنوى آمده باشد . به هر حال توجه فوق العادهء جالب است كه در بيت فوق مىبينيم . همچنين مباحث مربوط به خواندن افكار و تخيلات انسانها و اطلاع دادن از آن چه كه در درون ديگران مىگذرد ، شايد با همين مسئله تلاقى امواج قابل تفسير باشد . كه گاهى بتعبير « از دل به دل روزنه‌اى است » عنوان شده است .

8 - آيا خدا درياى مواج است ؟

بعضى از عرفا خدا را به دريا تشبيه كرده و كائنات را به امواج آن دريا و گاهى ديگر كائنات را به خس و خاشاكى كه روى دريا در حركت و اضطراب مىافتند تشبيه كرده‌اند . جلال الدين مىگويد :
گفت المعنى هو اللَّه شيخ دين بحر معنىهاست رب العالمين جمله اطباق زمين و آسمان همچو خاشاكى بر آن بحر روان