تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠

لا تقبحوا الوجه فانه خلق على صوره الرحمن » ( صورت انسانى را تقبيح نكنيد ، زيرا آفرينش صورت مطابق صورت خدا است . ) لذا بهره بردارى و استشهاد جلال الدين از روايت تقطيع شده كاملًا بىمورد است . « عن عائشه ان النَّبىّ صلى الله عليه و آله كان يضع لحسان المنبر فى المسجد فيقوم عليه قائما يهجو من كان يهجو رسول الله فقال عليه السلام ان روح القدس مع حسان مادام ينافخ عن رسول الله صلى الله عليه و آله » ( 1 ) ( از عايشه نقل شده است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله براى حسان بن ثابت در مسجد منبرى مىگذاشت تا بر او بايستد و در حال ايستاده كفارى را كه پيغمبر را هجو مىكردند ، هجو نمايد . پيامبر فرمود : روح القدس با حسان است مادامى كه از مدح پيامبر دم مىزند )

توضيح

- اين روايت كه مورد استشهاد جلال الدين است به هيچ وجه منظور او را از شايستگى تعريف و مدح براى مردم ثابت نمىكند ، زيرا روايت فوق لزوم دفاع از پيامبر در مقابل تبه كاران كفار را گوشزد مىكند كه نبوت و عظمت آن مرد را بباد انتقاد گرفته بودند . و اين كار نه تنها خوب بود ، بلكه با نظر به معرفى پيغمبر اسلام از شديدترين واجبات بود و همين ملاك است كه مدح در مورد ضايع شدن حق هر فردى از انسان تجويز مىشود و همچنين درمورديكه مردم با شنيدن خوبىهاى يك فرد تشويق به كارهاى خوب مىشوند و در غير اين موارد مدح و ثنا به ضرر خود ممدوح و جامعه تمام مىشود ، مگر همين مدح و چاپلوسىها نيست كه يكى از اساسىترين اسلحهء زورگويان ملل بوده است ؟ مگر همين تملق بازيها نيست كه نيك و بد را دگرگون كرده و شخصيتها را بجاى قوانين و ضوابط ملاك و الگوى رشد و عظمت قرار داده است . تعجب در اين است كه جلال الدين در اين مورد آن روايت معروف را كه از پيغمبر نقل شده است :
هامش
( 1 ) شرح انقروى ، ج 4 ص 126 . .