به هم رسانيم ، صميمانه تشكر كنم .
با آن كه قبول اين دعوت براى من موجب نهايت افتخار و خوشوقتى بود ، و متاسفانه وضع مزاجى اجازه نداد كه شخصا در انجمن حاضر شوم ، و اينك كه از توفيق شرفيابى بىنصيب ماندهام ، تنها مىتوانم خود را با فرستادن پيامى كوتاه ، از وراء اقيانوسها ، خوش دل سازم ، و چه بهتر كه ضمن اين پيام به شرح مطلبى بپردازم كه موجب توسعهء بينش و استنباط شما از جهان كنونى باشد .
ما اكنون در عصرى زندگى مىكنيم كه عدم تأمين داخلى و خارجى كلا بر آن حكمفرماست .
دورهاى است كه بىثباتى ، تشتت افكار ، و فقد هدفهاى ثابت چنان بر آن مستولى شده كه همان اعتراف صرف به اعتقاداتمان ، حتى اگر اين اعتقادات ، نظير كليهء ارزشهاى اخلاقى ، از طريق استنتاج منطقى قابل اثبات نباشد ، داراى ارزش و اهميت مىباشد .
نخستين مطلبى كه بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه : آيا بايد مساعى و مجاهداتى را كه از طريق فكر خلاقه و منطقى ، در راه درك و استنباط جهان كنونى به كار مىبريم ، مستقل از كارهاى علمى خود بدانيم ؟ و آيا پژوهشهايى كه در راه كشف حقيقت به عمل مىآوريم بايد تحت الشعاع هدفهاى ديگر مثلًا هدفى عملى باشند ؟ گر چه اين سؤال را نمىتوان وفق اصول منطقى جواب گفت ، مع هذا تصميمى كه در بارهء آن اتخاذ شود ، به شرط آن كه اين تصميم زاييدهء عقيدهء قطعى و غير قابل تزلزل ما باشد ، تأثيرى عظيم بر طرز تفكر و اصول اخلاقى ما خواهد داشت ، اينك اجازه فرماييد بحث را از خود آغاز كنم . مساعى و مجاهداتى كه من شخصا ، در راه كسب معرفت و بينش و استنباط دقيق جهان ، به عمل مىآورم ، يكى از آن هدفهاى مستقلى است كه بدون آن ، براى يك فرد متفكر ، حيات معنايى نخواهد داشت ، و وى نمىتواند نسبت به زندگى و اجتماع بصيرتى يابد و از آن ، دقيقاً ، واقف و آگاه گردد .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 70
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٧٠