تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 580

مساهمون:

ص٥٨٠
اجتماعى ، موقعى توانسته‌اند در دورهء زندگانى خود قدمى بر دارند كه با توجه و اعتقاد به يك ايده آل ما فوق زندگانى طبيعى كه داشته‌اند ، پاهاى آنان را از گل و لجن مىخواهمهاى محاسبه نشده و طبيعى محض در آورده و نيروى حركت بانها ببخشند . 3 - تعليم و تربيتها نقش موثرى در بارهء عملى شدن هستى مستند به خود مىتوانند به عهده بگيرند . تعليم و تربيت بايستى از آغاز زندگى انسانى تمام كوشش خود را در اين حقيقت صرف كند كه با تمام مهارت و تخصصهاى شايسته به انسان بفهماند كه تو فعلا جويبار ناچيزى هستى كه از منابع مختلف دامنهء كوه هاى تاريخ و وراثت و محيط به جريان افتاده‌اى ، اما ديرى نخواهد گذشت كه با توجه به نيروى نهفته در خود به اقيانوسى مبدل خواهى گشت كه همهء جويبارها و رودخانه ها و درياچه ها از تو استمداد خواهند كرد ، و بايد براى نشان دادن واقعيت اين تحول شگرف هزاران شخصيتهاى بزرگ تاريخ را كه در دگرگون ساختن مقاصد و مسير زندگى بشر بزرگترين قدمها را برداشته‌اند ، به آنان معرفى نمود . . . 4 - دو مفهوم متضاد استقلال و وابستگى را براى انسانهاى مورد تعليم و تربيت روشن نموده و به آن انسانهاى مورد تعليم و تربيت روشن بسازيم كه چنان كه استقلال صد در صد يكى از محالات است همچنين وابستگى صد در صد هم به بيگانگى انسان از خود مىانجامد و هستى او را طفيلى هستى ديگران مىسازد . براى توضيح ضابطهء هستى مستند به خود و هستى مستند به ديگران كوششهاى فراوانى لازم است ، ولى پيدا كردن اين ضابطه به همان مقدار امكان پذير است كه وابسته ساختن انسانهايى [ كه با حيات و انديشه و مىخواهم مستقل به دنيا مىآيند و سپس محيط و سود جويان دست بهم داده آن استقلال خدا دادى را از آنان مىگيرند ، ] به خودشان . البته اين نكته را مىپذيريم كه ضوابطى كه در اين موضوع به دست خواهيم آورد ، اغلب نسبى و مشخص و محدود خواهد بود ، ولى به همان اندازه آن كلى كه