معنوى و مقررات مادى و مالى آن را طورى با هم مىآميزد كه دومى هر چه بيشتر از گزند كسرى و نقصان در امان باشد ، بعبارت ديگر پيشوايان مذهبى و رهبران سياسى با هم براى آن ، سبب عمومى درست مىكنند . » ( 1 ) خصيصهء اجتماعى بشر نيز يكى از تبلورات مذهب است ، يك فرد مىبيند پدر و مادر ، نزديكان و خويشان و رهبران و بزرگان مىميرند يك يك اطراف او را خالى مىگذارند ، لذا آرزوى هدايت شدن ، دوست داشتن ، محبوب بودن و اتكاء و اميد داشتن به كسى ، زمينهء قبول عقيده به خدا را در او ايجاد مىكند . » ( 2 ) « اين خدا بخشنده و مهربان است ، حفظ مىكند ، كائنات را بر سر پاى مىدارد پاداش و جزاء به مخلوقات خود مىدهد . خدايى است كه نسبت بوسعت ديد معتقدينش دوست مىدارد ، زندگى و قبيله و نژاد را حفظ مىكند ، تسلى دهنده در آرزوهاى سر خورده و خواهشهاى اقناع نشده است ، خداييست كه ارواح مردگان را از فساد و تباهى در امان مىگيرد . اين زمينه » عقيده « اجتماعى يا اخلاقى » خدا « است . كتاب مذهبى يهوديان ، تكامل از مذهب ترس ، به مذهب اخلاقى را به عالىترين صورت تصوير مىكند ، و همچنين آن تصوير و تشريح در انجيل عهد جديد ادامه مىيابد . » ( 3 ) « ولى مذاهب ملل متمدن بخصوص مذهب ملل شرق اصل معنوى و متكى به اصول اخلاقى است . تكامل از مذهب ترس به مذهب اخلاق ، قدم بزرگى در زندگى ملل است . حال گو كه مذهب بر ترس و يا مطلقا به اصول اخلاقى تكيه داشته باشد ، همهء آنها تسليحى عليه آن چيزهايى است كه ما در مقابل آنها بايد خود را حفظ كنيم يعنى مذهب اخلاق و معنى سير نجات بشر از فساد و انحطاط است . حقيقت اين است كه همه اينها حد
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 53
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٣
هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 53 يا 55 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ص 55 . .
( 3 ) همان مأخذ ، ص 55 . .