كه به سرعت مفرطى به سوى تكامل پيش مىرفته است . » ( 1 ) ميدان عمل حقايق و پديده هاى علمى به طور عظيمى وسعت يافته ، معلومات نظرى در هر شعبه از علوم ، با عظمت بيشترى عمق و تكوين مىپذيرد ، ولى . . . قدرت فهم و هوش بشر به سختى محدود است و همين طور هم خواهد ماند ، به همين دليل طبيعى و تغيير ناپذير ، فعاليتهاى آزمايشى افراد ، محدود بجزء كوچكى از علوم طبيعى است ، و از آن بدتر در اثر روش ( تخصص علمى ) كه بدون آن روح واقعى تحقيقات علمى از همه طرف كمك مىگرفت ، حتى براى يك فهم غير عادى هم غير ممكن كرده است كه با پيش رفتهاى همه جانبهء علوم همراه باشد ، و به اين علت كسب معلومات عمومى و كلى از علوم ، روز بروز مشكلتر مىگردد . در اين حال يك وضع كاملًا شبيه به داستان برج بابل كه در يكى از آيات كتاب مقدس تشريح شده پيش آمده است . ( 2 ) تنزيل مقام و محدوديت روز افزون دامنهء خود معلومات هستند ، كه آنها را بتحريم تجسس و تحقيق در افق معلومات وسيعشان تهديد مىكند ، و بيم آن مىرود كه يك دانشمند را تا سطح يك مكانيسين عادى پائين آورد ، همه ما در زير اين فساد و انحطاط ، بدون آن كه براى تسكين و تخفيف آن كوششى كرده باشيم رنج مىبريم . ( 3 ) من با ايمان و اعتقاد كاملى معتقدم كه پول نمىتواند كاروان بشرى را به سوى ترقى راهبرى نمايد ، حتى اگر در دست فدا كارترين فرد بشر بخاطر اين مقصود باشد . بلكه يك انسان ترقى خواه و پاك نهاد است كه مىتواند منشا اعمال و عقايد بزرگ گردد . پول و نقش پول تنها راندن به سوى خود خواهى است و دائماً صاحبش را
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 51
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥١
هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 32 . .
( 2 ) عهد عتيق ، سفر پيدايش ، باب يازدهم ، آيات 1 تا 10 . .
( 3 ) همان مأخذ ، ص 38 و 39 . .