تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥

را يافت كه مملو از عالىترين احساسات اين مذهب بوده و در احوال مختلف مورد احترام معاصرين خويش قرار گرفته‌اند ، بىدينان و گاهى بعضى از مقدسان ، مردانى نظير دموكريتوس ، فرانسيس ، آسيسى اسپى نوزا كه تقريبا همه شبيه به يك ديگرند از اين راه گذشته‌اند . حال اگر اين مذهب تصور صحيحى از خدا و علم لاهوت به دست نمىدهد چگونه و بچه وسيله به ديگران تبليغ مىشود ؟ » ( 1 ) و غالباً گفته مىشود كه مرد علم فيلسوف ناتوانى است ، اين گفتار ، محققا ، بىمدرك و دليل هم نمىباشد ، اگر چنين اظهار نظرى را صحيح بدانيم ، آيا حق نيست كه دانشمند فيزيك فيلسوفى كردن و پرداختن به مباحث فلسفى را به فيلسوفها واگذارد ؟ اين واگذارى هنگامى صحيح و بجا خواهد بود كه عالم فيزيك مسلم بداند كه مجموعهء كاملى از مفهومات اساسى و قوانين اصلى فيزيك در دست دارد ، و اين مفاهيم و قوانين چنان ثابت و محكمند كه هيچ گاه دستخوش تزلزل و ترديد نخواهند گشت . ليكن در عصرى كه حتى مبنا و شالودهء علم فيزيك ، مانند وضع كنونى آن ، نامعلوم و متزلزل است ، اين واگذارى امرى بجا و صحيح نخواهد بود . در دورانى نظير عصر حاضر كه در آن تجربه ما را بر آن مىدارد تا هر دم در طلب مبنا و شالوده‌اى تازه تر و محكمتر بر آييم ، دانشمند فيزيك نمىتواند تدقيق و مو شكافى اصول نظرى را صرفا بدست فيلسوف بسپارد ، زيرا او خود بهتر مىداند كه اشكال كار در كجا است ، ولى به هنگام طرح و استقرار شالودهء نوين فيزيكى ، بايد كاملًا متوجه اين نكته باشد كه مفهوماتى را كه در كار مىآورد ، تا چه حد صادق و معتبراند ، و در عين حال تا چه حد واجد جنبهء ضرورى و لزوم مىباشند . اصولا علم ، به معناى كلى ، چيزى جز تصفيه و تنقيح تفكر روزانه ما نيست ، و به همين دليل هم عالم فيزيك ، ضمن پژوهشهاى خويش ، نمىتواند خود را به بررسى مفهومات رشتهء خاص خويش محدود سازد . همچنين وى ، براى پيش رفت كار

هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 55 و 57 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 55 | محمد تقي جعفري