تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
پيش رفت علم و دانش و فعاليتهايى كه خالق ترقيات معنوى است ، آزادى ديگرى را هم لازم دارد كه مىتوان آن را آزادى درونى خواند . مقصودم از آزادى درونى آنست كه ضمير انسان بايد بتواند مستقل بماند و موهومات و خرافات و افكار و عقايد باطلى را كه چون قديمى هستند و كسى جرئت و جسارت مخالفت با آنها را ندارد و تنها بمناسبت اين كه صيغه حكمتى و علمى دارد ، كسى آنها را مورد ايراد و ترديد قرار نمىدهد ، دايرهء فكر بشر را نبايد محدود بسازند . اين آزادى درونى نعمتى است خدا داد و براى اشخاصى كه بدان دست يافته‌اند موهبت عظمايى به شمار مىآيد ، با اين همه هيئت جامعه هم تا اندازه‌اى مىتواند بحصول اين آزادى كمك بنمايد ، يعنى احترام كسانى را كه بدان نائل آمده‌اند ، مرعى بدارد و از ايجاد مشكلات در راه تحقق آن خوددارى نمايد . اگر مكتب و مدرسه بخواهد كه فكر و عقيده جوانان را در راهى كه خودش صلاح و مقتضى مىداند و در نفع و صلاح رياست حكومت است نه در نفع و صلاح واقعى جوانان ، دلالت نمايد و بدين وسيله مغز و نيروى فكرى آنها را در دست بگيرد و مستبدانه اداره نمايد بديهى است كه براى مردم آزادى درونى باقى نمىماند . در صورتى كه همين مدارس و مكاتب مىتوانند موجبات آزادى درونى را در جوانان به وجود بياورند و آنها را از اين نعمت گرانبها برخوردار سازند . اينك به اين نتيجه مىرسيم كه تنها علم و دانش و معرفت ، يعنى عالم معنى ، وقتى مىتواند پيش رفت نمايد و بمقامات بالا برسد كه اين هر دو آزادى كه از آن سخن رفت ، يعنى آزادى بيرونى و آزادى درونى موجود باشد و مسلم است كه پيش رفت معنويات و ترقى و علم و دانش موجب رفاه و بهبود روحانى و جسمانى افراد مىگردد . » ( 1 )
هامش
( 1 ) آزادى و حيثيت انسانى ، سيد محمد على جمال زاده ، ص 155 و 156 ، گفتار آلبرت اينشتين . .