تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
تنها درك ابديت و احساس لزوم آن را گوشزد نمىكند ، بلكه مىگويد تو مىتوانى هم اكنون كه در مجاورت كالبد مادى و جهان طبيعت بسر مىبرى ، زندگى ابدى را كه كارى با زمان و فضا و جريانات قوانين طبيعى ندارد بروشنى دريابى و اين مطلبى است كه هم با بعضى از مطالب اين مبحث و هم با نظر به مسائل گذشته در مجلدات اين كتاب قابل ثبوت است .
( ( 485 ) ) پند فعلى خلق را جذابتر كاو رسد در جان هر بىگوش در ( ( 486 ) ) و اندران و هم اميرى كم بود در حشم تأثير آن محكم بود

كردار عينى مربيان بشرى در امر تعليم و تربيت اساسىتر و مؤثرتر از گفتار آنان است

اگر يك محاسبهء دقيق انجام بگيرد ، خواهيم ديد كه نسبت گفتارهايى كه بشر در بارهء اصلاح فرد و جامعه ابراز كرده است ، با كردارهايى كه در موضوع مزبور صورت گرفته است ، نسبت يك بيابان سوزان و ريگ زار بىكران به يك شاخه گلى است كه در آن بيابان روييده باشد با نظر به آثار زبانى و كتابى كه بشر در هر دوره و عمرى به وجود مىآورد و در عين حال محروم از اعمال پسنديدهء است كه خود در آن آثار گوشزد و تاكيد كرده است ، با وضع اسف انگيز و شرم آورى در جامعهء انسانيست روبه رو مىشويم . مىگويند و هى مىگويند ، مىنويسند و هى مىنويسند اما عمل صفر است و پايين تر از صفر اى كاش زبان و قلم ما يك جنبه ى ماشينى جبرى پيدا مىكردند كه باندازه‌اى كه با اعمال عينى و خارجى ما تطبيق كنند ، حركت مىكردند . در آن موقع مىديديم كه نوع انسانى در مقابل خرج و استهلاك بىنهايت ، دخل بسيار ناچيز و محدودى به دست آورده است . بگذريم و به بيان عواملى كه
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 471 | محمد تقي جعفري