زيرا اين گونه آزمايش موجب آن مىشود كه انسان را داراى سلطه و خدا را تحت سلطهء انسان قرار بدهد مسئلهء ديگرى در اين مورد وجود دارد و آن اين است كه اراده و تصميم انسان آزمايش كننده براى تحريك خداوند به كار نيافتاده است ، بلكه انسان مىخواهد جريان مشيت خدا را در بارهء آن حادثه بداند و اين هدف گيرى مانند اين است كه جهان طبيعت را كاوش مىكند تا بداند خداوند چه قوانينى را بر طبيعت حكمفرما نموده است ، ولى در موضوع آزمايش مسئله در اينجا پايان نمىيابد ، بلكه آزمايش كننده مىخواهد كه مشيت و كار خدا در مقابل حادثهء مفروض معلول اراده و تصميم او ( آزمايش كننده ) بوده باشد .
تفسير ابيات
روزى يك فرد منكر كه از عظمت خداوندى اطلاعى نداشت ، به امير المؤمنين على عليه السلام در حالى كه هر دو در بامى بسيار بلند بودند ، گفت : تو اى هوشمند به حفظ خدا از ناگوارىها آگاه و معتقدى ؟ على عليه السلام فرمود : آرى ، خدا بىنياز مطلق و ما را از دوران منى و كودكى حفظ كرده است .
منكر گفت : حالا كه تو به حفظ خداوندى اعتقاد دارى ، با تكيه بان صفتش خود را از اين بام بيانداز ، تا اطمينان به يقين تو پيدا كنم و بدانم كه يقين تو مستند به برهان است .
امير المؤمنين فرمود : خاموش باش و تا جانت را در گروه جرئتى كه ابراز مىكنى ، از دست ندادهاى ، راه خود را پيش بگير و برو . بندهء ناچيز چه قدرتى دارد كه خدا را آزمايش كند آزمايش كردن سزاوار خداوند است كه براى آشكار كردن اسرار پوشيدهء ما انجام مىدهد .
در آن هنگام كه آدم ابو البشر خطايى كرد و به دستور خدا عمل ننمود ، آيا خطاى خود را به اين موضوع توجيه كرد كه خداوندا ، من مرتكب اين خطا