هيجان جفت شدن نر و ماده نموده ، هزاران اصول و قوانين و شئون بشرى را در آن مسئلهء حيوانى خلاصه كرد . گويى با اين « جز اين نيست » گفتن انتقام شكست خود طبيعىاش را از بشريت گرفت ارتجاع به دوران حيوانى و بىاصلى بمسخره گرفتن دانشها و پايه هاى آنها ، ناديده گرفتن تمام عظماى تاريخ ، مبارزه با محسوسات همه و همه از نتايج « جز اين نيست » بود كه فرويد از « اين است » استخراج كرده بود و با اين كه از زمان خود فرويد مخالفتهاى قاطعانه و مبارزه هاى علمى در بارهء « جز اين نيست » فرويد بروز كرده و تا كنون هم بشدت ادامه دارد ، با اين حال هنوز براى ساده لوحان و سود جويان به معناى عمومى ، بهترين وسيلهء قانون شكنى و اصل سوزى مىباشد .
بالاتر از اين با وجود اين كه بعضى از جوامع نظريهء او را به عنوان يك واقعيت پذيرفته و عملا نيز به افراد خود آزادى كامل در اشباع غريزهء جنسى دادهاند ، تا عقده هاى روانى در درون افراد جامعهء آنان ، به وجود نيايد ، نتيجهاى جز افزايش خود كشى و بىهدفى در زندگى و فراوانى بيمارىهاى روانى ببار نيامده است . بهر حال بعقيدهء ما عالم بشريت به همان اندازه كه از « اين است » هاى دانشمندان و متفكرين خود بهره بردارى مىكند ، به همان اندازه يا بيشتر از آن ، خسارت و آسيب « جز اين نيست » هايش را متحمل مىشود و البركامو و كافكا و به طور كلى نهيليستها را مىپذيرد .
بنا بر اين كارى كه در بارهء مطلق جويى و مطلق يا بى و عواقب و نتايج آن مىتوان انجام داد اين است كه بايد بمردم آموخت كه آن چه كه از دانشمندان و متفكرين بايد پذيرفت ، همان « اين است » ها است كه حقايق جهان هستى را باز گو مىكند . براى پذيرش « جز اين نيست » هايشان بايد سابقهء جهان بينى داشته باشند ، بدون نگرشهاى جهان بينى ، هر « جز اين نيست » كه از يك متفكر به قاموس فرهنگ علمى و عملى بشرى سرازير مىشود ، زنجير گرانبارى به دست و پاى مغزهاى آدميان مىپيچد و آنان را از پيش رفت باز مىدارد .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 314
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣١٤