تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠

مطلق يا بى و مطلق گرايى

مطلق يا بى و مطلق گرايى دو صورت اساسى دارد :

صورت يكم - مطلق يا بى و مطلق گرايى فردى

مطلقهاى انعكاسى ، اين مطلقها در ميان دانشهاى گوناگون ديده مىشود ، توضيح اين كه جريان تصاعدى ذهن آدمى از جزئيات به كليات ، پديده ايست كه هيچ متفكر و مكتبى نمىتواند در آن ترديد نمايد . از مصاديق جزئى و گوناگون قند به مفهوم كلى قند صعود مىكند . از انواع قندها و ميوه هاى شيرين به مفهوم كلى شيرينى فراتر مىرود ، از انواع شيرينىها و ساير طعمهاى لذيذ به مفهوم كلى طعم گام مىگذارد . . . . انعكاس اين كليات به طور مرتب از جزئيات نسبى به مطلقهاى وسيع تر در ذهن آدمى به وجود مىآيد . درست است كه اين مطلقها با نظر به مفهوم فوق داراى جنبهء نسبى هستند ، ولى با نظر به مفاهيم پايين تر و محدود تر ، مطلق و تجريد يافته مىباشند . با اين حال جريان مطلقهاى مزبور را يك ملاك يا يك محور به درجه‌اى از كليت مىرساند كه جريان مزبور متوقف مىگردد ، در مثال فوق از آن جهت كه خط تصاعدى ما رو به طعم بود ، نيروى ذائقهء ما از پخش شدن مفهوم طعم به ساير مفاهيم جلوگيرى مىكند ، زيرا تنها ذائقه است كه منشا بروز طعم براى انسان مىباشد . بنا بر اين انعكاس طعم به طور مطلق در ذهن آدمى ، پس از انعكاس جزئيات آن ، مانند تلخىهاى جزئى و شيرينىهايى جزئى و ترشىهاى جزئى . . . مستند به تعين قوهء ذائقه است . همچنين انعكاس شكل مطلق و كيفيتهاى مستند به مشاهدهء چشم ، و دريافتصوتى مستند به گيرندگى گوش . . . بدينسان است حس زيبا شناسى ، ذهن انسانى پس از مشاهدهء زيباهاى جزئى مفهوم مطلق زيبايى را به ملاك و محور همان حس
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 300 | محمد تقي جعفري