در درون خود منعكس مىسازد و موجب ساختن قضاياى كلى در بارهء زيبايى مىباشد . اين مطلق با طعم مطلق متفاوت است ، يعنى دو نوع مطلق است كه هيچ يك به ديگرى وابسته نبوده تنها در مفاهيم عالىترى مانند دريافت انسانى اشتراك مىورزند ، ولى اين دريافت انسانى نمىتواند آن دو مطلق را مانند در بر گرفتن طعم مصاديق خود را ، در بر گيرد .
تفاوت آن دو ، از منشا اساسى هر يك از ( ذائقه و حس زيبا شناسى و زيبا گرايى ) سرچشمه گرفته با رسيدن به وسيعترين مفاهيم به صورت مطلق در مىآيند . اين محاسبهء تصاعدى در همهء وسايل درك و مشاعر درونى آدمى قابل تطبيق است . انتزاع قوانين كلى علمى و هنرى و صنعتى . . . همه و همه مربوط به تصاعد مزبور است .
نهايت امر اين است كه در انتزاع قوانين ، ( انقلاب جزئيات به مطلق ) دو نوع ملاك حكمفرما است . ملاك درون ذاتى انسانى كه مربوط به مغز و روان آدمى است . ملاك برون ذاتى عينى ، جهان است كه شامل نمودهاى طبيعى به طور عموم مىباشد . براى توضيح دو ملاك مجبوريم مثالى بياوريم :
1 - مثال درون ذاتى انسانى - هر يك از واحدهاى غرايز درونى و نيروهاى روانى ، پديده هاى جزئى متنوع را در مقابل بررسى كننده بر مىنهد ، مانند غريزهء لذت جويى ، اين پديده ها مورد رسيدگى و محاسبات قرار مىگيرد و خصوصيات و شرايط آنها قيافه هاى موقت و دائمى و اساسى و غير اساسى و خالص و ناخالص آنها را نشان مىدهد و تمام احوال نسبى خود را به مفهوم مطلق غريزهء لذت جويى مستند مىسازد ، همچنين جزئيات يك واحد روانى مانند اراده ، تجسيم ، خود آگاهى . . . 2 - مثال برون ذاتى جهان عينى - در قلمرو هستى حركات و تحولات جزئى ديده مىشود از قبيل تحول درخت ، انسان ، جامعه ، ستارگان . . . اين حركات و تحولات جزئى در دريايى از وابستگىها ( روابط وجودى كه آنها را نسبى مىنمايد ) غوطه ور است . چيزى كه نمىگذارد ذهن آدمى به حركات جزئى نسبى قناعت بورزد ،
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 301
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٠١