بلى ، مگر آب نيل را از ياد بردهايد كه به قبطىها خون و به قوم موسى عليه السلام آب بود .
دشمن اين مطالب را مىبينم كه در اعماق دوزخ سر نگون گشته است ، تو خود اى ضياء الحق ، حال آن دشمنان را ديدى و خدا عكس العمل كارهايشان را به تو نشان داد ، ديده گان غيب بينت اى حسام الدين ، مانند خود غيب استاد مطلق ما است . اين ديده گان غيب بين را خداوند از اين دنيا كم نكناد .
برويم سراغ داستان . آن عاشق كه از داروغه گريخته بود ، و وضع وجودى خود را در آن داستان بررسى نماييم ، گوش به قال و قيل ناكسان ندهيم و دمساز انسانها باشيم . داستانى را كه در دفتر سوم شروع كرده بوديم ، در اين دفتر بپايان برسانيم .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 288
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٨٨