( ( 22 ) ) آفتاب اعواض را كامل نمود
لاجرم بازارها در روز بود
( ( 23 ) ) تا كه قلب و نقد نيك آمد پديد
تاجران را رحمة للعالمين
( ( 26 ) ) پس عدوى جان صراف است قلب
دشمن درويش كه بود غير كلب ؟
( ( 27 ) ) انبيا با دشمنان بر مىتنند
پس ملايك رب سلم مىزنند
( ( 28 ) ) كاين چراغى را كه هست از نور كار
از پف و دمهاى دزدان دور دار
( ( 29 ) ) دزد و قلاب است خصم نور و بس
زين دواى فرياد رس فرياد رس
( ( 30 ) ) روشنى بر دفتر چارم بريز
كافتاب از چرخ چارم كرد خيز
( ( 31 ) ) هين ز چارم نور ده خورشيد وار
تا بتابد بر بلاد و بر ديار
( ( 32 ) ) هر كش افسانه بخواند افسانه است
و ان كه ديدش نقد خود مردانه است
( ( 33 ) ) آب نيل است و به قبطى خون نمود
قوم موسى را نه خون بد ، آب بود
( ( 34 ) ) دشمن اين حرف اين دم در نظر
شد ممثل سر نگون اندر سقر
( ( 35 ) ) اى ضياء الحق تو ديدى حال او
حق نمودت پاسخ افعال او
( ( 36 ) ) ديدهء غيبت چو غيب است اوستاد
كم مبادا زين جهان اين ديد و داد
( ( 37 ) ) اين حكايت را كه نقد وقت ماست
گر تمامش مىكنى اين جا رواست
( ( 38 ) ) ناكسان را ترك كن بهر كسان
قصه را پايان برو مخلص رسان
( ( 39 ) ) اين حكايت گر نشد آن جا تمام
چارمين جلد است آرش در نظام
آيه
« هذا ذِكْرٌ وَإِنَّ لِلْمُتَّقِينَ لَحُسْنَ مَآبٍ » 38 : 49 . ( 1 ) ( اين قرآن براى تذكر است و براى مردم با تقوى پايان نيكويى وجود دارد ) . « لَهُمْ فِيها ما يَشاءُونَ كَذلِكَ يَجْزِي الله اَلْمُتَّقِينَ » 16 : 31 . ( 2 )
هامش
( 1 ) سوره ص ، آيهء 49 . .
( 2 ) سوره النحل ، آيهء 31 . .