كه با آرايش سينه هاى زنان زيبا و دل فريب نتوان مقايسه كرد و موجب پاداش به مردم علم و عمل است . مانند ماه چهارده شبه است كه در حال طلوع و درخشش باشد و هر خسارت ديدهاى با ديدن آن ، خسارت از او بر طرف شود و به سوى بر مىگردد . ( 1 ) بر آرزوهاى نيك آرزومندان مىافزايد و جستجوى مردان عمل را به مقصد اقصى رهنمون مىشود . آرزوهاى شكست خورده ساقط شده را اعتلا مىبخشد و اميدهاى پس از متفرق شدن ابرها را بر مىگرداند و گسترش مىدهد . مانند آفتابى است كه پس از متفرق شدن ابرها درخشيدن بگيرد . اين دفتر نورى است پيش پاى ياران هم زمان و گنجى است براى نسلهاى بعدى . از خداوند متعال براى سپاس گزاريش توفيق مىطلبم ، زيرا سپاس گزارى نگه دارندهء موجود و شكار كنندهء اضافه ها و زيادىها است . از اين خواسته ها جز آن چه را كه خداوند مىخواهد ، محقق نخواهد گشت .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 270
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٧٠
چيزى كه مرا اندوهگين مىساخت ، اين بود كه در خواب فرو رفته بودم و با نوازش نسيم پاكيزه خود را قانع مىساختم ، تا آن موقع كه كبوتر در شاخهء پيچيدهاى با زمزمهء زيبايش به ترانه خوبى پرداخت و تحريكم كرد .
اگر پيش از ناله ها و گريه هاى آن كبوتر از روى عشق در چمنزارهاى سُعدى « يا خوشبختى » مىگريستم ، پيش از پشيمانى ، نفس خود را شفا مىدادم ( ولى مىبينم كه كبوتر پيش از من به سرود الهى پرداخته است ) و آن پرندهء ظريف پيش از من گريسته است ، لذا او بود كه مرا به گريه وادار ساخت و گفتم : فضيلت و برترى از آن كسى است كه در خيرات و وصول به حقايق سبقت گرفته است . خداوند متقدمين و متاخرين و آنان
هامش
( 1 ) عبارت عربى در ديباچه چنين است : « و جد رجع » مادهء جد به معانى مختلفى آمده است ، از قبيل بريده شدن از ريشه ، كوشش ، حظ و بهره ، عثر جده يعنى دچار خسارت شد ، تجريد و خشك شدن شير پستان . .