( ( 4799 ) ) چَه رها كن رو به ايوان و كروم
كم ستيز اين جا بدان كاللج شوم
( ( 4800 ) ) هين مگو كاينك فلانى كشت كرد
در فلان سال و ملخ كشتش بخورد
( ( 4801 ) ) پس چرا كارم كه اين جا خوف هست
من چرا افشانم اين گندم ز دست
هين مكن استيزه رو و كار كن
با توكل كشت كن بشنو سخن
هر كه استيزه كند بر رو فتد
آن چنان كاو بر نخيزد تا ابد
( ( 4802 ) ) و آن كه او نگذاشت كشت و كار را
پر كند كورىّ تو انبار را
زين بيان بگذر زمانى باز ران
جانب احوال آن عاشق جوان
( ( 4803 ) ) چون درى مىكوفت او از سلوتى
عاقبت دريافت روزى خلوتى
( ( 4804 ) ) جست از بيم عسس او شب به باغ
يار خود را يافت با شمع و چراغ
( ( 4805 ) ) گفت سازندهء سبب را آن نفس
اى خدا ، تو رحمتى كن بر عسس
( ( 4806 ) ) ناشناسا تو سببها كرده اى
از در دوزخ بهشتم برده اى
( ( 4807 ) ) بهر آن كردى سبب اين كار را
تا ندارم خوار من يك خار را
( ( 4808 ) ) در شكست پاى بخشد حق پرى
هم ز قعر چاه بگشايد درى
هر چه آن بر تو كراهيت بود
چون حقيقت بنگرى رحمت بود
( ( 4809 ) ) تو مبين كه بر درختى يا به چاه
تو مرا بين كه منم مفتاح راه
( ( 4810 ) ) گر تو خواهى باقى اين گفتوگو
اى اخى در دفتر چارم بجو
آيه
« فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَه . وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَه » 99 : 7 - 8 . ( 1 ) ( پس كسى كه به وزن ذرهاى كار خير انجام بدهد ، آن را خواهد ديد و اگر كسى به وزن ذرهاى كار شر انجام بدهد ، آن را خواهد ديد ) . « وَعَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ » 2 : 216 ( 2 )
هامش
( 1 ) سوره الزلزال ، آيهء 7 و 8 . .
( 2 ) سوره البقرة ، آيهء 216 . .