تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
مقصود خود صلح حديبيه است كه به سود مسلمانان تمام شد . جلال الدين در عنوان ابيات آيه را مطابق قول انس و قتاده استشهاد كرده است . گفتهء فراء را بعضى مورخين تاييد كرده مىگويند : « اسلام تا روز صلح حديبيه به پيروزى مهمتر از پيروزى حديبيه نائل نشده بود ، زيرا يك حالت امن در مردم ايجاد شد و در عرض دو سال ، بيش از گذشته مردم به دين اسلام گرويدند . » ( 1 )

تفسير ابيات

در موقع باز گشت از صلح حديبيه پيامبر اكرم اندوهگين و ملول و در انديشه فرو رفته بود ، ناگهان از طرف حق تعالى شمع فروزان رسالت فرود آمد و دولت انا فتحنا لك فتحا مبينا طبل پيروزيش را نواخت ، پيام الهى چنين بود كه اى پيامبر ما ، به راه خود برو و از محروميت پيروزى در حديبيه غمگين مباش ، در دنبال مغلوبيت ظاهرى پيروزيها نهفته است و تو به گشودن قلعه ها و بقعه ها نائل خواهى گشت . تو خود بنگر كه پس از آن كه پيامبر اكرم با حال پر هيجان و اندوه از حديبيه برگشت چه پيروزيها كه در بارهء بنى يهود خيبر و نصرت بر مشركين نصيبش نگشت ، قلعه ها و ساختمانها و غنائم گوناگون آن دو طايفه به تصرف آن حضرت در آمد ، اگر هم اين منافع مادى در ميان نباشد ، باز اين مردان الهى عاشق و مفتون غم و رنج مىباشند . آنان : -
( ( 4508 ) ) زهر خوارى را چو شكَّر مىخورند خار غمها را چو اشتر مىچرند
اينان بدون انتظار فرج غم و اندوه را بر جان مىخرند ، اين حالات غم انگيز كه مردم معمولى آن را پست مىدانند در نزد آنان مقام عالى و درجهء شامخى داشت . اگر مردم معمولى در قعر چاه ناگوارىهاى زندگى قرار بگيرند ، براى از دست دادن همين تنگنا و ناملايمات چنان مىترسند كه تخت نشينان و تاجداران به تخت و تاج خود . هر يك از راد مردان فقر و بىنوايى صد شهر يار و در خزان تنگدستى مانند صد فصل بهارىاند اين همه براى آن است كه : -
( ( 4511 ) ) هر كه با دل بر بود او همنشين فوق گردون است نى زير زمين
هامش
( 1 ) الكامل فى التاريخ ، ابن اثير ، ج 2 ص 205 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 179 | محمد تقي جعفري