يكى از غرايز در راه خود به سوى اشباع شدن ، با فعاليت غريزهء ديگرى گلاويز مىشود و كاسه و كوزه سر تصميم و مىخواهم مىشكند ، ممكن است اين گلاويز شدن را تضاد عواطف و احساسات بناميم ، كه هر لحظه انسان را از لحظهء ديگرش جدا مىسازد .
اين همه عوامل شكست تصميمها و خنثى شدن « مىخواهم » ها براى هشياران وسيله و انگيزهاى براى توجيه انسانها به سوى خالق مطلق است و براى ناهشياران بهانهاى براى فرار از منطق پذيرى حيات .
تفسير ابيات
در اين سنت ديرينهء وجود لختى بيانديش ، اين جريان شگفت انگيز زندگى را دقيقاً مورد تحليل قرار بده كه :
( ( 4462 ) ) عزمها و قصدها در ماجرا
گاه گاهى راست مىآيد تو را
براى آن كه :
( ( 4463 ) ) تا به طمْع آن دلت نيت كند
بار ديگر نيتت را بشكند
اين يك حكمت حيات بخشى است كه به انسانها عطا شده است ، زيرا -
( ( 4464 ) ) ور به كلى بىمرادت داشتى
دل شدى نوميد امل كى كاشتى
و اگر اين آدمى از همه آرزوها و اميال بىبهره بود و دانه هاى خواسته ها و آرزوها در درون او كاشته نمىشد و با شكست مواجه نمىگشت ، هرگز مقهور بودن او در زير سلطهء قادر مطلق براى او اثبات نمىشد [ در مقابل اين قانون حيات بخش پست صفتان و جانوران انسان نما به خفقان مبتلا مىشوند و قدرت تحرك و اميد را از دست مىدهند ، ] اما :
( ( 4466 ) ) عاقلان از بىمرادىهاى خويش
با خبر گشتند از مولاى خويش
محروميت از اشباع خواسته ها و مقاصد حيات طبيعى پيش قراولى است كه انسان بينا را به فردوس برين رهنمون مىگردد ، چنان كه پيشواى عزيز ما خبر داده است كه [ حفت الجنة بالمكروهات ] اى خوش سرشت نازنين ، اين جمله را بشنو