( ( 4365 ) ) شمع بود آن مسجد و پروانه او
خويشتن انداخت آن پروانه خو
( ( 4366 ) ) سوخت پرّش را و ليكن ساختش
بس مبارك آمد آن انداختش
( ( 4367 ) ) همچو موسى بود آن مسعود بخت
كاتشى ديد او به سوى آن درخت
( ( 4368 ) ) چون عنايتها بر او موفور بود
نار مىپنداشت و ان خود نور بود
( ( 4369 ) ) مرد حق را چون ببينى اى پسر
تو گمان دارى بر او نار بشر
( ( 4370 ) ) تو ز خود مىآيى و آن در تو است
نار و خار ظنّ و باطل اين سو است
( ( 4371 ) ) او درخت موسى است و پر ضيا
نور خوان ، نارش مخوان ، بارى بيا
( ( 4372 ) ) نى فطام اين جهان نارى نمود
سالكان رفتند آن خود نور بود
( ( 4373 ) ) پس بدان كه شمع دين بر مىشود
اين نه همچون ديگر آتشها بود
( ( 4374 ) ) اين نمايد نور و سوزد يار را
و انگه وصلت دل افروزنده اى
( ( 4376 ) ) شكل شعله نور پاك ساز وار
حاضران را نور و دوران را چو نار
حاضران از غايبان خوشحالتر
غائبان را نيست توفيق خبر
اين سخن را نيست پايانى پديد
گو حديث عاشق و صدر مجيد
آيه
« وَهَلْ أَتاكَ حَدِيثُ مُوسى . إِذْ رَأى ناراً فَقالَ لأَهْلِه اُمْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ ناراً لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْها بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى اَلنَّارِ هُدىً . فَلَمَّا أَتاها نُودِيَ يا مُوسى إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ اَلْمُقَدَّسِ طُوىً » 20 : 9 - 12 . ( 1 ) ( و آيا داستان موسى به تو رسيده است ؟ وقتى كه ( از دور ) آتشى را ديد به خانوادهء خودش گفت : در اينجا درنگ كنيد ، من آتشى را مىبينم ، شايد روشنايى از آن به شما بياورم ، يا به وسيلهء آن به طرف آتش هدايت شوم . وقتى كه به نزد آن آتش رسيد ، ندايى شنيد كه مىگفت : موسى ، منم خداى تو ، كفشهايت را از
هامش
( 1 ) سوره طه ، آيهء 9 تا 12 . .